اشتباه تلخ

هرکاری کردم که تورو از دست ندم نشد گلم
بی فایده بود تلاش من آخر شکسته شد دلم
خود تو هم یه جورایی نخواستی که با من باشی
نگو بدون تقصیری کس دیگه نذاشت پاشی
حاشا نمیکنم که تو خواستی منو به سادگی
اماپشیمون شدی و خط زدی رو دلدادگی
شاید از اول کار ما درست و منطقی نبود
نباید عاشق میشدیم تو قصه چرخ کبود
تموم خاطرات خوش دونه دونه شکسته شد
بال و پر پروازمون تو آشیونه بسته شد
تنها به جرم خواسته دلای پرپر شده مون
چه اشتباه تلخی شد کنار هم بودنمون

۳۹۴

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره چشمتنا را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. ggmax.blogfa.com Reza.djks@yahoo.com
عضویت