قصه ی پلنگ و جنگل

#قصه_پلنگ_و_جنگل

از دست آدما دلم شاکی شده
قانون جنگل وساده می شکنند
اشرف مخلوق رو زمینن (د) و
پای دنیا برسه دل میکنند

چشارو میبندنو گذشتی نیست
عاشقی خوابو خیالو سطحیه
بالهوس تصمیم آنی میگیرن(د)
آخر قصه هاشون تباهیه!!

ی پلنگ زخمیم روی زمین
جنگلم تسخیر دست ادماست
سگهای اهلی شونم شکارین
بودنم یا رفتنم دست اوناست

طبع من شکارو گوشت میخورم
بعد شیر قدرت برتری منم
پای آدما به خون”ه” ام وا بشه
زن و مرد فرقی نداره می درم

رو درو دیوارای خونه هاشون
سرهای بریده ی گوزن پر
فرششون پوست تن شیر و پلنگ
نسل ببرای زمین دیگه سر

قبله شون روبه کوها و جنگلاست
ذکر استجابت از خدا دارند
ولی توو بازی (ی) گرگم به هوا
از خدا و قبلشون دست می شورند

جنگل و دریا -نگوو فرق نداره
هرجایی باشه یه ردی می ذارند
قاتل هرچی به نفعشون باشه
از خدا و مخلوقاش طلبکارند

پای این قصه نشستن نداره
وقتی که برگای سر دست اوناست
حکم من هرچی باشه باز آخرش
راه ما از اشرفا اینجاا جداست!!

#حسين_خزايي

۵۹۷
۴

درباره‌ی حسین خزایی

آمده ام ز دست تو ، مهر به دل فزون برم جمله غرور خویش را از سر خویش برون برم ــــــــــــــــــــــ خط ارتباطی 09113949873
عضویت

  • سلام جناب خزایی.
    بعضی از بندارو خیلی. دوس داشتم.
    از اشرفا رو نپسندیدم.
    شاد باشید.

  • سلام آقاي خزايي،من نتوستم با اين كار ارتياط بگيرم ظاهرا ميخواستين يه حرفي بزنيد ولي خيلي به درو ديوار كوبيديد از بند اول كه از دست آدما دلم شاكي شده تا ي پلنگ زخميم روي زمين و بودن و رفتنم دست اوناست و دوباره زن ومرد فرقي نداره مي درم.اين همه پارادوكس …..اين نظر شخصي بنده است اين نمونه كارها را براي اجرا نمي پسندم.موفق باشيد.

  • عاشقی خوابو خیالو سطحیه❤

    حرف نداشت….عالی

  • سلام. موضوع خوب و به روز بود.
    بندای خوب و قوی داشت ترانه.فقط چند نکته به نظرم میرسه

    یه قسمت گفتین گوشت میخورم که شاعرانه نیبست اشاره نمیشد بهتر بود.
    قافیه ها در چند مورد اشکال داشتن مثل منم و میدرم …..پر و سر
    این مصرع رو متوجه نشدم …نسل ببرای زمین دیگه سر
    شاید منظورتون اینه که سر رسیده ولی چون فعل حذف شده منظور و نمی رسونه
    موفق باشید