نگین غم

گفتم که عمرتو با من هدر نکن

کوتاهه لحظه ها با غصه سر نکن

 

گفتی که یاد تو آروم جونمه

مبنای بودنم احساس خوبمه

 

گفتم که من بدم گفتی که بدترم

گفتم که من شبم گفتی قلندرم

 

حالا که حال من با غم عجین شده

بر حلقه ی دلم غم چون نگین شده

 

حالا که فاصله افتاده بین ما

بین من و خودم بین من و خدا

 

از گریه ها پر و از خنده خالی ام

بس دورم از تو و در این حوالی ام

۵۹۳
۱۲
۲

درباره‌ی عیسی کریمی کدخدائی

در رشته مدیریت دولتی تحصیل کردم. اهل و ساکن شهرستان مسجدسلیمان و شیفته شعر و موسیقی . بیست سالی هست که می نویسم و تا روزی که زنده باشم خواهم نوشت. پیوند می زنم قلم را با دلم. و قافیه می بخشم دلتنگی هایم را. شاید که این چند سطر حرفهای نگفته ی دلی باشد... خسته از ابهام. نشسته... پشت پنجره ای بر دیوار. آنشب که باران، خواهد شست از وجود غبار آلود پنجره ها ... گوشه های پیکر بر باد رفته ام را....
عضویت

  • سلام.زیبا بود
    موفق باشید

  • درود جناب کدخدایی ترانه خوبی بود موضوعش خوب بود اما ساده بود اتفاق خاصی تو ترانه نبود تصویر سازی آنچنانی ندیدم یه جاهایی دوگانگی زبان داشت قافیه ایراد داشت که خدمتتان عرض میکنم

    گفتم که عمرتو با من هدر نکن

    کوتاهه لحظه ها با غصه سر نکن

    منظور این بیت رو نفهمیدم بخصوص مصرع دوم خیلی مهمه چرا غصه ؟ برای شروع اصلا خوب نبود

    گفتی که یاد تو آروم جونمه

    مبنای بودنم احساس خوبمه
    جون با خوب قافیه نیست استفاده از اروم جون خیلی کلیشه ای شده
    وقتی از یاد حرف میزنیم یعنی گذشته رو توضیح میدی و شما دارید حس خوب حال رو بیان میکنید تناقض داره با هم

    گفتم که من بدم گفتی که بدترم

    گفتم که من شبم گفتی قلندرم

    دوره قلندری تموم شده خیلی بیت ضعیفی بود تعارف بود توش بیشتر تا استعاره

    حالا که حال من با غم عجین شده

    بر حلقه ی دلم غم چون نگین شده

    دو گنگی زبان و استفاده از تعابیر تاریخ مصرف گذشته مثه حلقه دل کار رو ضعیف کرده

    حالا که فاصله افتاده بین ما

    بین من و خودم بین من و خدا

    منظور از ما من و کیه ؟ معشوق ؟ خدا این وسط چرا آورده شده ؟ خیلی مبهم بود

    از گریه ها پر و از خنده خالی ام

    بس دورم از تو و در این حوالی ام

    باز هم دو گانگی زبان و تعابیر شعر کلاسیک

    این ترانه حرفی برای گفتن نداشت خیلی بهتر میشد پرداختش کرد موفق باشید

  • درود بر شما نیما جان. ممنونم بابت نقد سازنده تون. چند تا از ایرادهایی که گفتید قبول دارم. اما به نظرم کمی سختگیرانه راجع به برخی قسمتها نظر دادین. مثلا در بیت اول فکر کنم که منظور رو کاملا رسوندم چون در مصرع نخست به هدر کردن عمر اشاره میشه و دلیل استفاده از کلمه ی غصه دقیقا در تکمیل مصرع اول بوده.
    در مورد جونمه و خوبمه از قافیه آوایی استفاده کردم که در ترانه های امروزی کاملا مرسوم هست.

    و اما مصرع (بین من و خودم بین من و خدا ) در واقع ( بین من و تو و بین من و خدا) بوده اما چون شعر رو از یه منبع قدیمی اینجا کپی کردم اینجوری ذکر شده.
    با تشکر مجدد از شما. بدرود.

  • شروو ترانه خوببود
    منتظر خلق تصاویر ناب در ادامه و در نهایت حسن ختام بودم .
    اما متاسفانه از اواسط به بعد موضوع کاملا عوض شد و دوتا داستان مجزا شد.
    در آغاز اعتراف به درگیر غم بودن اما در ادامه و پایان ذکر کردی که حالا. دچار غم شدى.
    گزاره قلندر انتخاب مناسبی برای این اثر نبود .

    موفق باشی

  • سلام
    ترانه ی متفاوت و خوش لحن و وزنی بود آفرین بسیار خوب

    واما

    برای یکدستی گفتار میتونید این بیت رو اینطور بگید :
    رو حلقه ی دلم غم یه نگین شده

    ودر بیت پایانی

    از گریه ها پرو از خنده خالیم
    من دور و باز در این حوالیم

    بسیار هم مقبول ودرخور توجه
    لایک

  • درود خانم ربانی. خیلی ممنونم بابات اینهمه لطفی که به بنده دارین و خوشحالم که کارم رو درک کردین و تونستین باهاش اونجور که شایسه هست ارتباط برقرار کنید. مواردی که فرمودید حتما اصلاح میکنم. و بازم ممنونم بابت دلگرمی تون. پیروز باشید.

  • سلام دوست عزيز ،كار زيبايي بود.موفق باشيد.

  • سلام عیسی جان کار زیبایی بود موفق باشی دوست من