حسادت

اولین ترانه ای که گفتم این بود…خیلی ساده س…و بعضی جاهاشُ حذف کردم

……………………………………
حس می کنم حسادتُ
از دل و جون،با رگ و خون
تو حسرت اون دو نفر
گره که خورده دستاشون

تو حسرت یه روزی که
من تو رو همراهی کنم
تو حسرت نگاهی که
گاهی به گاهی می کنم

قلبمُ آروم می کنه
اون موهای پریشونت
به هم می ریزه زندگیم
با خنده ی بی قانونت

ببین چه جوری رفتنت
داغون کرده دل منُ
وقتی که نیستی ماه ناز
حس می کنم نبودنُ

خالی نمیشه از سرم
روزای با تو بودنم
کاری همیشه بهترین،
برای تو سرودنم

این همه شعرُ شب و روز
واست بگم بازم کمه
بهم بگو تو روبرو
که دل ببرم از همه

دیوونتم،عاشقتم،
دوسِت دارم،نمی دونم
نمی دونم چه جوری من
بِهت بگم که مجنونم

حس می کنم حسادتُ
از دل و جون با رگ وخون
این دیگه حرف آخره،
اگه می خوای پیشم بمون

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/77838کپی شد!
884
۲۱