عصرای پاییزی

عصرای پاییزی دلم
چایی تازه دم می خواد
توو کوچه های بی کسی
هم دم و هم قدم می خواد
کسی که پا به پام بیاد
نترسه از باد خزون
توو سختیای عاشقی
بگه کنار من بمون
تموم برگای غمو
از دل من جارو کنه
با هر نوازش بتونه
وجودمو جادو کنه
صدای گرم عاشقش
آرامش این خونه شه
واسه شکستن سکوت
همیشه یک بهونه شه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: