تکرار

تکرار…
از اینجای راهو تو تنها برو
میدونم واسه زندگیت مانعم
یه وقتی تنم رو گرفتی ازم
همین قدر که هستم به این قانعم
از اینجای راهو تو تنها برو
برو شاید اینبار بخشیدمت
نمیتونم انگار فراموش کنم
که بایه غریبه بازم دیدمت
لیاقت نداری دیگه بعد از این
که من پای عشق تو تکرارشم
همیشه همین قدر کافی نبود
که من توی چشم خودم خوارشم
نگو حرف من باعث رنجته
نگو پای من عمرتو باختی
ولی من بهشت رو طلب کردمو
به جاش تو جهنم برام ساختی
من بی خیال با تو تنهاشدم
بدون قیدتو تازگی ها زدم
اگه بهترین آدمم میشدم
میگفتی که انگار هنوزم بدم
از اینجای راهو تو تنها برو
میدونم واسه زندگیت مانعم
یه وقتی تنم رو گرفتی ازم
همین قدر که هستم به این قانعم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: