خواب

یه ترانه ی خیلی قدیمی :

تو خواب دیشب عاشقم بودی

امروز خیسه بالش از گریه

اینجا یکی می خواد شاعر شه

از بس خرابه حالش از گریه

 

تو خواب دیشب عاشقم بودی

عشقی که تو بیداری ممکن نیست

عشقی که واسه کشتن دردش

چیزی به جز مردن مسکن نیست

 

من شب به شب آشفته تر می شم

تا عشق تو آرامشم باشه

تا کی سرم با بغض/ با گریه

رو شونه های بالشم باشه

 

تو خواب بازم عاشقم بودی

لعنت به این خوابای تکراری

لعنت به وقتایی که می فهمی

تو خواب حس کردی که بیداری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: