هوسِ عشق
کاش ربطی داشتی معشوق رویایی به من
در حقیقت بس که زیبایی نمی آیی به من
دیدنت بی شک گواهینامه ی خوشبختی است
کاش می دادی تو با لبخند امضایی به من
در خیالم شانه به شانه پیاده می رویم
در خیابان می زند با شانه تنهایی به من
تو اگر دریادلی من سنگ باشم بهتر است
می دهی آن موقع در قعر دلت جایی به من
من هوس کردم بگویم عاشقت هستم ولی
می زند هر روز شیطان سنگ رسوایی به من
ترانه همدست
داستان؛ منم همیشه
چهار پاره
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو