ماهی سیاه
ماهی سیاه کوچولو
…………
قصه ی ماهی سیاه کوچولو
قصه ی عشق میون ما دوتاس
تو ، یه دریای بزرگی واسه من
من ، یه ماهی که نمی دونه کجاس
***
خونه ی آبی مهربونی تو
چرا هیچکسی نشونم نمی ده
می خوام از تو بنویسم از تو ولی
نمی شه گریه امونم نمی ده
***
تو واسم دریا شدی اون شبی که
مث یه قایق وامونده بودم
تو منو پناه دادی تو آغوشت
منی که از همه جا رونده بودم
***
ناجی من شدی و به خونه ی
ظلماتم اومدی اما نشد
نفس هام رو به شماره رفته بود
به نجاتم اومدی اما نشد
***
تو نبودی و تو دنیای غریب
بی تو زندگی مو گم کرده بودم
مثه یه ماهی سیاه کوچولو
دریای آبی مو گم کرده بودم
***
ابرای سیاه ُ دور کردی ولی
شب داره صورت ماهو می گیره
تو همه تلاشتو کردی ولی
ماهی تنگ تو داره می میره
***
ناجی من شدی و به خونه ی
ظلماتم اومدی اما نشد
نفس هام رو به شماره رفته بود
به نجاتم اومدی اما نشد
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی