با سلام طبق روند انتشار آثار در گذشته و پیش از مشکلات فنی سایت، از این پس ترانه های جدید ابتدا در لیست انتظار و همزمان با بروزرسانی بعدی در صفحه نخست منتشر میشوند تا زمان انتشار هر ترانه از سه روز به شش روز (3 روز لیست انتظار و 3 روز صفحه ی نخست) افزایش یابد. لازم به ذکر است زمان بروزرسانی سایت همچنان 2 روز در هفته (دوشنبه ها و جمعه ها) می باشد - خرسندیم از همراهی تان

مگه میشه؟

امیر حسین فلاحی

با سلام خدمت همه دوستای خوبم و البته اساتید گرانقدر.راستش من یکم از این دنیا و آدماش گله دارم.و سعی کردم با احساسم بیان کنم. امیدوارم تونسته باشم همه ی استادام که ازم انتظار پیشرفت تو این مدت داشتن رو راضی کنم

این شما و این هم ترانه (شعرِ)

مگه میشه؟

مگه میشه یه نگاه سرد باشه؟

مگه میشه تو دلی درد باشه؟

اگه اینجوریه پس عشق چیه؟

مگه میشه رنگِ رُخ زرد باشه؟

دیگه مهربونیا کم رنگن

مگه میشه دلی از سنگ باشه؟

روزا خاکستریِ تیره شدن

مگه میشه دنیا بی رنگ باشه؟

حتی آسمونم از غم میباره

مگه میشه خورشیدم محو باشه؟

آدما چرا با هم جنگ دارن؟

مگه میشه دشمنی سَهو باشه؟

همه گوششون از این حرف پُره

مگه میشه حرف حق زهر باشه؟

حتی سنگ ، صبرشو گم کرده

مگه میشه دل با دل قهر باشه؟

تو دلم غمه چرا نمیشنوین؟

راستی ، میشه کسی هم درد باشه؟

نه ، دیگه دردمو به خدا میگم

که پناه دستای سرد باشه

 دوستان لطفا نقد کنید به جای تعریف :-) ممنونم
امیر حسین فلاحی

دیدگاه :

72 دیدگاه در “مگه میشه؟

  1. راستی الان دیدم گفتی نقد کنین …

    ببین این روش ترانه سرایی رو در دو زمان باید استفاده کرد
    اول زمانی که هنوز داری مبانی عروض رو یاد میگیری
    و دوم زمانی که تسلط کامل بر شاعری داری
    ببین در اکثر ابیات
    مگه میشه که بود توی بیت ها.. باشه هم که اخر سر بود
    شما فقط باید این وسط یه فاعلاتن قرار میدادی
    که البته همینم خیلی جاها دیدم که از پسش خوب بر نیومدی

    مثلا در همین اغاز :
    مگه میشه یه نگاه سرد باشه؟

    خیلی هجاهای متولی پشت سر هم اومده
    باید بجای اون “یه ” یک هجای بلند استفاده میکردی

    اما بقیشو بخوام برسی کنم :
    تو دلی درد ( فاعلاتن )
    رنگِ رُخ زرد (فاعلاتن )
    دلی از سنگ ( مفاعیل) ( این هم صحیح هست بنا بر اختیارات )
    دنیا بی رنگ (کوتاه با بلند جابجا شده)
    خورشیدم محو (مثل بالایی )
    دشمنی سَهو (فاغلاتن – صحیح )
    حرف حق زهر ( صحیح )
    دل با دل قهر ( سکته)
    راستی ، میشه کسی هم درد باشه؟ (سکته قلبی و مغزی با هم کرد مصراع ;)) )

    دستای سرد ( بازم از وزن خارج شده مقداری )

    فقط بیت هایی که میخواستی یک جمله فقط تش قرار بدی رو برسی کردم
    بقیشو تنبلیم شد
    امیدوارم تونست باشم منظورمو برسونم
    شاید در دید اول سکته ها خیلی قبیح نباشن
    اما خب وقتی میشه بدون سکته کار کرد چه کاریه ؟ 8->
    فقط با وقت گذاشتن میشه کار بدو ن سکته داشت
    من جایی مصتحبه ای خوندم از مسعود امینی که گفته بود هر ترانش چند ماه طول میکشه تا سروده بشه
    خوده فردوسی هم اگر ابیات شاهنامه رو تقسیم بر ۳۰ سال کنی میبینی با این که صبح تا شب کارش شاعری بوده فقط روزی ۵-۶ بیت شعر میگفته

    • من حرفتون رو کم و بیش قبول دارم…
      اما از جایی دیگه سخت گیری برای ترانه سرایی رو دوست ندارم.
      شما ترانه های جنتی عطایی رو بخونید…اگه بخواید بررسی کنید خیلی مشکل توش پیدا میکنید..اما ببینید چقدر دلنشین اند…

      در مورد زمان هم اصلا موافق نیستم.زمان توی ترانه نوشتن اصلا معنی نداره…
      شاید یک ترانه توی ۲ سال نوشته بشه و یک ترانه توی ۵ دقیقه…این ملاک خوبی نیست…
      کار با سکته با ویرایش کردن هم بی سکته میشه…
      ولی خوب همه ی حرف ها رو یه جورایی هم میشه گفت قبول دارم اما خیلی ملایم قبول دارم.. @};-

    • حامد :-X :-X :-X :-X :-X
      به این میگن یه نقد کوبنده. همه چیزایی رو که گفتی قبول میکنم و یه توضیح کوچیک دارم واسه همش.این ترانه رو توی ۳۰دقیقه یا کمتر گفتم و صد در صد منه نوچه قابل قیاس با فردوسی که ۳۰ سال طولش داد نیستم…فقط گفتم که بدونید چی میکشم همین. ;))
      خلاصه تو وزنا مشکلاتم زیاده.کاش کتابی معرفی کنین واسه این چیزا @};-

      • مهدی جون سلام عزیزم
        ممنون که نطر دادی دوست خوبم

        فقط دو نکته میمونه
        یک اختلاف نظر و یک رفع سو تفاهم
        اختلاف نظر اینه که بین
        اکثر اوقات ترانه ای که سرود همیشه در زمان اجرا شدن یکم دچار تغییر میشه
        و این کاملا عادیه
        اما این که ادم بخواد از اول تغییرات رو بده توی ترانه من قبول ندارم
        مگر اینکه ترانه سرا و اهنگساز و خواننده یک نفر باشه
        حالا این نظر منه شاید هم اشتباست

        سو تفاهم هم اینه که من منظورم نبود که کار باید طولانی باشه
        نه گاهی ۵ دقیقه ای هم میشه یکار خوب بشه
        وقتی که حس خوب باشه
        منظور من از حرفی که به امیر حسین زدم این بود که عجولانه ترانه رو نوشته
        و درباره این ترانه صحبت میکنیم
        به بقیه ترانه ها کار ندارم
        خود من ترانه یک ساعته دارم
        ترانه ای هم دارم که سه ساله روش کار میکنم و اونی که میخوام نشده

        منظور این بود
        ممنون از توحهت

        ———————————————

        امیر حسین جان
        برای وزن دو کتاب بهت معرفی میکنم …
        عروض و قافیه ی فروزانفر
        و عروض و قافیه سیروس شمیسا
        برای شروع من شمیسا رو توصیه میکنم چون زبانش ساده تره
        و در تمام انتشارات جهاد دانشگاهی موجوده چون کتاب دانشگاهی هست @};-

        قربون هر دو تا تون

  2. سلام دوست عزیز اول اینکه برات آرزوی بهترین هارو میکنم و امیدوارم همیشه شاد وسلامت باشی.وبعد هم نقد میکنم نمیدونم فرصت نشد کارهای دیگه ی شمارو بخونم اما حتما این کارو میکنم و تک تک برات نظرمو میذارم.این که تو به محیط خودت توجه میکنی و میخوای از درد مردمو بگی خیلی خوبه اما باید توجه کنی که حرفهای ساده و حرفهایی رو که قبلا همه زدن رو شما تکرار نکنی .این متن تو میتونست شعر خوبی باشه اما متاسفانه تکرار بود و بیشترجاها اصلا شعر نبود اما تو قریحه ی خوبی داری میتونی کارای بهتر بنویسی اما فقط نیاز به مطالعه داره امیدوارم موفق باشی @};-

    • مرسی آرش جان هم از آرزوی قشنگت هم بخاطر نقد شیرینت.آره واقعا خودمم میخوام متفاوت باشم.اما نمیشه.نمیدونم چرا….
      به هر حال ممنونم از حظور گرمت.منتظرت هستم توی کارای بعدی و همچنین قبل @};-

    • آرش عزیز منظورت از تکرار چی بود در این ترانه؟؟؟ مشکلات همیشگی هستن و روزمره و شاید اگه یه دور توی شهرمون بزنیم خیلی دردهای تکراری ببینیم و باز هم مثل هر روز از دیدنش ناراحت بشیم.اگر منظور شما بیان بود که تازگی نداشت من هم موافقم اما موضوعات همیشگی هستن و امیر عزیز اونوقت مجبوره بره تحقیق کنه تا مشکلات جدیدی کشف کنه و بخودش میاد و میبینه خبر نگار و محقق شده در زمینه اجتماع ;))

  3. خیلی خیلی درون مایه رو دوست داشتم.لایک رو با عشق فراوان دادم. @};- @};- @};-
    اما نقد…انشاالله که نقد من نقد سازنده ای به حساب بیاد.
    احساس میکنم کلمه ی “سهو” به فضای ترانه نخوره…خوب این یک ترانه است و به این فکر کنید که قراره روی یک ملودی بیاد.

    من یکم با “حتی سنگ ، صبرشو گم کرده” مشکل داشتم…نمیدونم من نمیتونم تلفظ اصلیش رو بخونم یا کلا مشکل داره!نمیدونم! @};-

    من این درون مایه رو دوست دارممن هم یک ترانه با این درون مایه دارم.ایشاالله بعدا میذارم.

  4. سلام
    نوشته های قبلی شما رو نخوندم اما اگر خیلی وقت نیست که می نویسید قابل قبول هست . سوالاتی که در خلیل شعر و هر برخی مصراع ها مطرح میشه بدون جواب هست اما در مصراع قبلی یک دلیل برای پیدایش هر سوال وجود داره که خوبه و حدالقل یک فکر و در Background نشون میده که با بیشتر نوشتن و تمرین بیشتر ، به آمادگی بالاتری خواهد رسید و قدری بیشتر به عقم خواهد رفت .
    مانا باشید .

  5. امیر حسین عزیز من ترانه بهتری نسبت به کارهای قبلیت خوندم ازت @};-
    ازم خواستی بی توجه به نقد دیگران ترانه شمارو نقد کنم اما خب وقتی خوندم کامنتارو بیشتر با حامد موافق بودم و حتی معرفی کتاباشو من هم برات توصیه میکنم :-)
    خب هرجا که حامد زودتر از من بیاد من باید یاد بگیرم :-X
    موفق باشی و ماندگار

  6. سلام .
    همه ی صحبتهای حامد جان تقی خواه مورد نظر منم هست . عزیزم نقد مثل یک عمل جراحیه درد داره ! اگه آمادگیشو ندارید تاکید نکنید نقد بشید . واسه تعریف کردن یه جمله کافیه اما کسی که میخواد کمکت کنه مجبوره یک صفحه بنویسه …و تازه بعدش ممکنه شما کلی ناراحت هم بشید ….در هر حال ….وزن و قافیه مهمه ….و جهت اطلاعتون بنده هم که چند سال قبل از تولد شما در کار نوشتن هستم و اصلا رشته ی تحصیلیم ادبیات بوده دچار اشکالهای متنوع وزن و قافیه هستم …و دوستان دائما بهم کمک میکنن … پس بردبار باش تا کامروا شوی !

  7. دوست عزیز در درجه اول چیزی که به نظر می رسه اینه که شما باید دایره واژگانیتون رو گسترش بدید تا موقع کار دستتون باز باشه ! استفاده از کلماتی مثل رخ و سهو در ترانه جایی نداره مگر اینکه بافت کار و فضایی که خلق شده این اجازه رو به شما بده .
    نکته دیگه ای که به ذهنم می رسه نوع روایت و انتخاب جملات هست که احساس می کنم شما به خاطر آنچه که از قبل در ذهنتون هست نا خودآگاه خودتون رو محدود می کنید و نمی گذارید که جریان ترانه با خودیت شما همراه بشه . سعی کنید سهل و ممتنع بنویسید و از خودتون فاصله نگیرید.
    درود

  8. سلام برادر گلم

    ترانه تو چند بار به دقت خوندم

    اولین چیزی که باید بهش بپردازی به نظر من رسیدن به یک زبان یکدست و مناسب فضایی که بستر ترانه توست که بهش دقت چندانی نکردی

    به عنوان نمونه داری خیلی خوب جلو میبری ترانه رو که می رسی به
    این مصرع
    مگه میشه رنگ رخ زرد باشه ؟

    دقت کن !به هیچ وجه مصرعت به زیبایی کارت کمکی نکرده و به یکدستی کلامت هم لطمه زده
    یادت باشه هیچ وقت چیزی تو ترانه ت نذار که بود و نبودش در ارتباط گرفتن مخاطب وتوصیفاتی که لازمه برای پردازش شعر فرقی نکنه

    همین کارو دوباره بخون میبینی که چندین جا همچین مصرع هایی پیدا می کنی
    ویرایش کار همیشه شامل پیرایشش هم هست

    چون خودت اصرار داشتی که نقد بشنوی اینا رو گفتم و این به معنی نیست که ترانه ت از نظر من تعریف نداره
    منتظر بهترین هات هستم داداش خوبم @};- @};- @};-

    در عین حال که داری به شکل محاوره و خیلی خوب پیش

  9. سلام اقای فلاحی
    با توجه به کارهایی که از شما دیدم فقط میتونم این قول رو بهتون بدم که با همت خودتون و همکاری بعضی دوستان و فراهم کردن فضایی از سوی مدیریت تا پایان سال بالاتر از جایی خواهید بود که متصورید .