تنها مسافر

می خوام توو ساحل دلم سونامی باشی تا
از قایق نگاهمون غربت پیاده شه
توو سرزمین بکر من زبری دست تو
تنها مسافر تن تبدار جاده شه

پوستم برنزه میشه توو آغوش داغ تو
تا تشنه تر طراوت شبهاتو حس کنم
امشب سکوتو بشکن و با هرم واژه هات
کاری بکن آرامش دنیاتو حس کنم

می خوام که زیر سایه ی این عشق تا ابد
تنهایی ازجهان من شرش رو کم کنه
دیوار شرم آب شه تا بین قلبمون
روزی نیاد که فاصله باز قد علم کنه

اسم تو رو توو پنجره فریاد می زنم
حتی درختا هم می رقصن با صدای عشق
با لهجه ی ترانه ها مهتاب ازم میخواد
این راهو با تو طی کنم تا انتهای عشق

۵۶۶
۲۹

درباره‌ی انیس جزایری

متولد مهرماه 1370 دانشجوی رشته گرافیک اهل بروجرد. دو ساله شعر وترانه کار میکنم. از نقد شدن کارهام استقبال می کنم.
عضویت

  • سلام انیس خانم
    ترانت عاااالی بود.بدون اغراق میگم
    فقط یه جاهایی صامتا کنار هم قرار گرفتن و یه ذره خوندن کارو سخت کردن
    مثلا اینجا
    تنهایی ازجهان من شرش رو کم کنه
    البته وزنش وزن نسبتا سنگینیه.بازم خوب از پسش براومدی
    در کل عالی بود دوست خوبم
    موفق باشی

    • سلام سپینود جان. دوست عزیزم. درست متوجه نشدم کدوم صامت ها رو میگی. ممنون میشم بیشتر توضیح بدی.اگه منظورت تنهایی هست که باید پیوسته با از خونده بشه. مرسی از حضورت.

      • نه ببین ن و ش تو من و شر
        یعنی بین این دوتا یه مکس لازمه که خودم خیلی دوس ندارم این مکسو رعایت کنم
        یا اینجا
        این راهو با تو طی کنم تا انتهای عشق
        م و ت کنار همن
        یه کوچولو موقع خوندن مشکل ایجاد میکنه
        ایراد وزنی نیست
        یه حساسیته.همین
        ببخشید

      • خواهش می کنم سپینود جونم. تو هم خودت عزیزی هم نظرت هم سلیقه ت. ولی من هر چی میخونمش نیازی به مکث احساس نمی کنم.

  • سلام
    بخاطر استفاده از قاعده ی تقلیل نمیتونم به قطعیت بگم که وزنش “مفعول فاعلات مفاعلن فاعلن” هست. ولی مشکلی در خوانش نداشتم و بسیار روان بود. چون قبلاً رو این وزن ترانه گفتم؛ برام خوانشش لذت بخشه…
    شاید تو همه ی ترانه هاتون این ترانه رو بیشتر میپسندم. شاعرانگی درونش به وضوح مشاهده میشه…

    اسم تو رو توو پنجره فریاد می زنم
    حتی درختا هم می رقصن با صدای عشق
    (“حتی” تو مصرع دوم یه جورایی یه رابط بین مصرع اول و دوم شده، ولی واقعاً ارتباطشون چی میتونه باشه؟ شاید اگه چیزی به جز “حتی” تو این مصرع بود من همچین مشکلی رو نمیدیدم.)
    جسارت بنده رو ببخشید. یه نظر شخصی بود و در نهایت شما مختار در تصمیم گیری هستین…

    • سلام آقای شیخی. مرسی از حضورتون. وبلاگتونو خوندمو خیلی استفاده کردم. وجودتون تو این سایت واقعا لازمه.

      • ببخشید؛ این روزا خیلی اشتباه میکنم. اون وزن رو اشتباه نوشتم: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
        باعث افتخاره که به وبلاگم سر زدین…
        امیدوارم از شما بیشتر بیاموزم.

  • سلام …..ترانتونو خوندم …بر عکس شما که ترانه من به دلتون نچسبید ترانه شما رو به چند دلیل دوس داشتم ….چون موضوع عاشقانه رو تو این وزن آورده بودید و از پرداختن به عبارات کلیشه ای خود داری کرده بودید…از همه مهمتر اندیشه و فکر پشت بند بند ترانتون بود…اما تنها چیزی که یه کوچولو به سلیقه منطقی من نمی خوره اینه که پوست با انرژی تابشی برنزه می شه نه تو آغوش گرم ….در مورد بند ی که آقا امین رفیق گلم اشاره کرد هم،تصویری که تو ذهن من ایجاد شد این بود که وقتی لب پنجره نشستی،و با صدای عشق اسمشو می،بری حتی درخت های پشت،پنجره می رقصن ، تصویر جالبی بود واسم اما احساس می کنم استفاده از لهجه ترانه ها ، این ها به خاطر وزن بوده و من دوس داشتم با لهجه ترانه باشه نه ترانه ها …البته این فقط سلیقه هست …چندین بار ترانتو خوندم ….بهت تبریک می گم ….موفق که هستی موفق تر باشی امیدوارم ….

    • سلام رفیق
      راستش در مورد اون نظری که گفتم، منو قانع م کردی… ممنون
      در مورد برنزه شدن، آغوش گرم رو به یک منبع انرژی تشبیه کردن

    • سلام آقای سرمدیان عزیز. خوشحالم که از نظرم ناراحت نشدید. بزرگی شما رو میرسونه. این ترانه قبلا جور دیگه ای بود که البته تایید نشد و مجبور شدم تغییرش بدم که آزاده خانم گلم به دردسر نیفته. برنزه شدن پوست رو به خاطر مناسبتش با بند قبلیش که از ساحل و قایق صحبت شده آوردم. قبلا بند اول به این شکل بود:

      موهای زیتونی مو میبندم روی سرم
      تا گردنم برهنه تر لب هاتو حس کنه
      پوستم بذار بسوزه تو آغوش داغ تو
      تا تشنه تر طراوت شبهاتو حس کنه

      • بزرگی از شماست …من شاگردی می کنم ….چقدر این بند زیباست …آفرین …به نظرم اون بند در مقابل این هیچه ، هرچند که هنوزم پا فشاری می کنم که پوست در برابر تابش برنزه می شه …البته این به دلیل رشته تحصیلیمه چون ما تو انتقال حرارت رسانش ، تابش و جابه جایی داریم …واسه همین بینشون تفاوت می بینم …و اگه منبع انرژی رو هم آغوش داغ بدونیم باید زیر تابش آغوش، پوست برنزه شه نه تو آغوش داغ ، چون اینجوری پدیده رسانش و کمی جابه جایی هست بنا بر این اشتباهه ….ولی خب با توجه به توضیحاتتون و وجود این بند ، باید بگم که لذت کار واسم دوچندان شد….

  • چقد حیفم اومد که زودتر این کار قشنگو نخوندم
    افرین به این نگاه
    افرین به این احساس واقعا خیلی زیبا بود انیس عزیزم

  • سلام خانم جزایری عزیز
    کار خیلی خوبی بود مخصوصن استفاده از ردیف که اینجا کمتر به اون میپردازن
    دیوار شرم آب شه تا بین قلبمون/تنها این قسمت رو یه بازنگری کنید بد نیست(گل)
    لایک.

    • سلام آقای عباسی عزیز. ممنون از حضورتون. قبلش گفته بودم تن پوش شرم آب شه تا بین قلب ما. شما از چه نظر فک می کنید تغییر کنه بهتره؟

      • وزنش یه مقدار ویرایش نیاز داره اول مصرع رو با ۱۴ هجا شروع کردی اما این مصرع ۱۲ هجایی البته جسارت منو ببخش

      • راستش من هیچ کدوم از ترانه هامو با شمارش هجا اندازه نمی گیرم. چون وزن عروضی رو کافی میدونم. مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل . مثل این شعر از حامد نصیری که البته بیشتر بنداش بجای مفاعلن – مفاعل هست.
        در لابه لای گیسوان لایزالی ات

        گم می شوم دوباره در آشفته حالی ات

        بانو ! بخند تا به عشقت مبتلا شوم

        من دلخوشم به خنده های احتمالی ات

        از روزهای رفته ات حتی بدون من ! …

        با من سخن بگو به لهجه ی شمالی ات

        این چندمین شب است تو را پرسه می زنم؟؟؟

        این چندمین شب است که من در حوالی ات …؟؟؟

        حالا دلم پر است از این “حال” ناگزیر

        بانو ! دلم گرفت از این جای خالی ات

        گفتی که مرد آرزوهایت سوار بر …

        حالا کجاست شاهزاده ی خیالی ات؟؟؟

        از عشق جز گناه چیزی عایدم نشد

        نفرین به چشم تو و ابروی هلالی ات

        بعد از تو قاتل تمام شعرها شدم

        دیگر امید نیست به من ِ لاابالی ات

      • تا جایی که من میدونم در بحر عروضی این وزن “مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فعل” هستش که من ترجیحاً میگم: “مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن”
        دقیق نشدم ولی این شاعری که نام بردین در این شعر چندین جا تخطی در وزن داشتن.

      • مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل(=مفعول فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن): بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
        این هم مثالی برای این وزن از دیوان شمس:
        امروز روز شادی و امسال سال گل
        نیکوست حال ما؛ که نکو باد حال گل.
        اون شاعر تازه کاره.بعنوان مثال اوردمش و در مثل مناقشه نیست. :)

      • این مثالی که الآن زدین رو دوباره تقطیع کنید؛ میشود: مس تف ع لن م فا ع لُ مس تف ع لن ف عل
        یعنی “مفاعلن” وجود نداره در این وزن

      • ی رو در شادی هجای بلند بخونید . این صفحه رو هم مطالعه بفرمایید:
        http://www.ourage.blogfa.com/post-53.aspx

      • فک نمیکنم که نیازی به خوندن اون صفحه باشه دوست عزیز
        شک نداشته باشین که دارین اشتباه میکنید.
        این وزنی که شما میگید: “مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل”
        نه متناوب الارکانه نه متفق الارکان
        فکر کنم توضیح واضحات میدم.

      • من کی گفتم وزن متناوب الارکان یا متفق الارکان هست؟ من میگم ” بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف” هست

      • در ضمن: فرضاً ما “ی” رو در شادی بلند محسوب کنیم. پی “ن” در نکو رو چگونه بلند محسوب کنیم؟!

        شعری از حسین منزوی:

        لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
        عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

        می شد بدانم این که خط سرنوشت من
        از دفتر کدام شب تیره وام شد؟

        اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
        و آن زخم کوچک دلم آخر جذام شد

        گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
        دیگر تمام شد گل سرخم! تمام شد

        شعر من از قبیله خون است خون من
        فواره از دلم زد و آمد کلام شد

        ما خون تازه در رگ عشقیم عشق را
        شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد

        بعد از تو باز عاشقی و باز آه … نه!
        این داستان به نام تو اینجا تمام شد.

      • تو این شعر از شفق هم همین وزن رو میشه دید. مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف

        ای آنکه نامه های مرا پاره کرده ای

        لطفی به حال عاشق بیچاره کرده ای
        این مطالب رو از خودم که نمی نویسم امین جان. تو چندین سایت مختلف نگاه کردم همشون همین مطالب رو نوشتن.

      • من که خودم میگم “مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن” کاملاً درسته…
        اما شما اینجا رو نگاه کن:
        مف عو ل فا ع لا ت “م” فا عی ل فا ع لن
        و بحری که شما بر درست بودنش اصرار میورزین:
        مس تف ع لن م فا ع “لن” مس تف ع لن ف عل
        (مقایسه کنید در این بحر “لن” باید هجای کوتاه باشه.
        همون “مفاعلن” یی که میگید رو من میگم باید “مفاعلُ” باشه.

      • ای آنکه نامه های مرا پاره کرده ای
        ای/ آن/ که/ نا/ م/ ها/ ی/ م/ را/ پا/ ر/ کر/ د/ ای/
        مس تف ع لن م فا ع ل مس تف ع لن ف عل
        مف عو ل فا ع لا ت م فا عی ل فا ع لن

  • سلام انیس عزیزم
    روزای بهمنیت گرم!
    مثله همیشه با ترانت ارتباط برقرلر کردم…
    راستی عکس کاربریت و عوض کن به جاش یه عکس فانتزی بزار…