«زندگی گاه چای تلخی بود»

// شنبه یک اضطراب پوشالی

چای لب‌دوز و قند و بی‌حالی /

/ صبح یک‌شنبه گاه خواب عمیق

خواب یک استکان، پر از خالی /

/ هر دوشنبه دو حبّه قند لذیذ

هم زمین گرم، هم زمان عالی /

/ این سه‌شنبه، سه دوست مهمان شد

بعد سی سال… در میان‌سالی.. /

/ چهارمین شنبه، قبل تعطیلی

چای بی‌قند و حسّ سرحالی /

/ پنج‌شنبه، به پنج، پلک، گذشت

آخــر هـفـتـه هـای تـوخـالی /

/ عصر جمعه سکوت مرگ‌آور

زردی چای بر گل قالی.. /

/ زندگی گاه چای تلخی بود

گاه چای دورنگ جنجالی! //

پایان

https://www.academytaraneh.com/120764کپی شد!
23

درباره‌ی حمید اسم خانی

از «به وقت عشق» نگذریم ، به مجموعه‌ای به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه‌ای, از واهمه این که بوی کهنه‌گی بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی این بازار بی‌خریدار پرمشتری شد. باز هم: به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد .www//academytaraneh.com/author/takderakht/ /زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جاندکند تنم، عمر خسابش کردم/ /یک زمانی بود خودهای حقیقی در دل خود داشتیم بس به ذهن خویش کدهای مجازی کاشتیم.. .... این دومین پروفایل بنده است، چرا که رمز و راز پروفایل قبلی ام را فراموش کردم و پیدا نشد که نشد... https://www.adinehbook.com/gp/product/6009030163 https://www.aparat.com/v/ia2SO .

مطالب پیشنهادی