ترانه " پدر نقاش بود " از حمیدرضا قربانی

پدر نقاش بود

سروده ای برگرفته از واقعیت و اهمیت جایگاه پدر در زندگی

پدرم نقاش بود و رو بومش

یه دنیا شوقِ زیبایی

دلش لبریز از غم بود

و عاشق بود توو تنهاییش

​پدرم نقاش بود اما

با دستای پر از پینه

هنوزم ترکشِ جنگو

توی آغوش می‌بینه

​یه روزی واسه ی خاکش

گذشت از عمر و از جونش

برگشت با ترکش و باروت

که جا خوش کرده توو خونش

​پدرم نقاش بود اما

قلم‌موش دست کارگر شد

واسه نونِ شبِ خونه

شب و روزش با غم سر شد

​ثروتی نداشت ولی واسه ما

تا جایی که می‌تونست جنگید

از خودش گذشت و سوخت اما

کسی تنهاییشو نشنید…

​پدرم زنده‌ست ولی خسته‌ست

بشکنه دستای این دنیا

ببین چطوری پیرش کرد

میونِ غصه‌ها تنها…آه…

​پدرم نقاش بود اما

رنگِ موهاش سفید شد و سرد

شاهکارِ روی بومش شد

یه کوه از غصه و از درد

​دستای پر پینه‌تو می‌بوسم

تویی تنها پناهِ من

بمون نقاشِ این خونه

پدر، ای تکیه‌گاهِ من…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120614کپی شد!
13
۱

درباره‌ی حمیدرضا قربانی

حمیدرضا قربانی شاعر و ترانه‌سرایی است که شعر را راهی برای بیان احساس، تجربه و نگاه انسان به زندگی می‌داند. برای او، کلمه زمانی ارزشمندتر می‌شود که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و احساسی را در او زنده کند؛ احساسی آشنا، صادقانه و برخاسته از زندگی. بخش مهمی از فعالیت ادبی او به ترانه‌سرایی اختصاص دارد؛ حوزه‌ای که در آن شعر با موسیقی همراه می‌شود و کلمات، شکل دیگری از زندگی را پیدا می‌کنند. ترانه‌های او در فضاهای مختلفی از جمله عاشقانه، احساسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی شکل گرفته‌اند و تلاش می‌کنند بخشی از تجربه‌های مشترک آدم‌ها را روایت کنند؛ از عشق و دلتنگی و امید گرفته تا تنهایی، دغدغه‌های اجتماعی و موضوعاتی که با زندگی و فرهنگ انسان امروز پیوند دارند. در کنار ترانه، غزل و شعر فارسی نیز جایگاه ویژه‌ای در نگاه او دارد. غزل برای او تنها یک قالب قدیمی نیست؛ بلکه فرصتی است برای گفتن از احساسات و موضوعاتی که هنوز برای انسان امروز معنا دارند. تلاش او بر این است که ضمن احترام به ریشه‌ها و زیبایی‌های شعر کلاسیک فارسی، زبان شعر را تا حد امکان به زندگی و احساسات امروز نزدیک نگه دارد. در شعر و ترانه، او به سادگی و ارتباط با مخاطب اهمیت می‌دهد. به باور او، پیچیدگی کلمات لزوماً به معنای عمیق بودن شعر نیست؛ گاهی یک جمله ساده، اگر از دل تجربه‌ای واقعی آمده باشد، می‌تواند تأثیری ماندگارتر داشته باشد. نگاه اجتماعی و فرهنگی نیز بخشی از مسیر شعری حمیدرضا قربانی است. او شعر را تنها برای بیان احساسات شخصی نمی‌بیند و معتقد است شاعر می‌تواند درباره انسان، جامعه، فرهنگ، صلح، همدلی، امید و مسائل پیرامون خود نیز حرف بزند؛ بدون آنکه شعر به شعار تبدیل شود. پیوند میان شعر و موسیقی، بخش دیگری از هویت هنری اوست. تجربه در خوانندگی، آهنگسازی و فعالیت‌های موسیقایی، نگاه او را به ترانه‌سرایی نزدیک‌تر کرده و باعث شده است که کلمه را در کنار موسیقی و ریتم آن ببیند. از این منظر، یک ترانه خوب برای او اثری است که هم از نظر شعر حرفی برای گفتن داشته باشد و هم بتواند در موسیقی به‌درستی شنیده و احساس شود. زبان فارسی و ادبیات پارسی نیز در این مسیر جایگاه مهمی دارند. علاقه به شعر فارسی، چه در قالب‌های کلاسیک مانند غزل و چه در قالب‌های امروزی‌تر، بخشی از تلاش او برای حفظ ارتباط با ریشه‌های ادبی و در عین حال بیان تجربه‌های انسان امروز است. حمیدرضا قربانی در مسیر شاعری و ترانه‌سرایی خود، بیش از آنکه به دنبال تعریف یک سبک ثابت باشد، به تجربه کردن موضوعات و فضاهای مختلف علاقه‌مند است؛ از عشق و احساس گرفته تا جامعه و فرهنگ. شاید بتوان نگاه او به شعر را در یک جمله ساده خلاصه کرد: شعر برای او، گفت‌وگویی صمیمی میان دل، کلمه و زندگی است؛ و ترانه، جایی است که این گفت‌وگو با موسیقی ادامه پیدا می‌کند.

مطالب پیشنهادی