چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو؟

چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو

صبح ،شد و، درِ اتاق خوابت و_
باز، که میکنم بازم تونیستت و_
مثلِ همیشه تیک؛تیکِ ساعته…
رفتنِ تو یه خواب بد، نبود نه
میگم خدافِظی بلد ،نبود!؟نه
بازیِ ما،حقیقته یا جرأته؟…

مگه نسیمِ صبح، هر دفه فقط_
میاد و دست، میکشه به مویِ تو؟
که اینقَدَر جهانِ من مُعطّره؟
مگه قراره سمتِ من بیای، که_
دوباره خونه مثلِ گُل،تمیز شد
پلکِ دلم یه ریز داره میپره….

به هرکجا نگاه میکنم تویی،،تو از کجا نگاه میکنی منو؟
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو؟چه ساده هضم،میکنی شکستنو…

خیالِ رفتنت ،همیشه ترس، داشت
چی میشه ترسِ من بازم خیال شه
مثلِ همیشه حسِّ من دُرست بود…..
سقفی که ساختی برام‌ ،چه زود ریخت
زندگی استکانِ قهوه بود ریخت
پایه یِ صندلیم همیشه سُست بود…

عطرِ تو رفت و خونه باز خمار شد
نسیمِ صُبح، از تو این اُتاق،رفت
پنجره ها میخ، شدن به چارچوب…
تخت، صِدام میزنه، ول نمیکنه
صُبح، که آدمو کِسِل نمیکنه!
شاید زمان مرگمه،چقدر خوب_

***
_غروب شد دوباره باز دلم گرفت
غروب شد دوباره خونه غم گرفت
مثلِ همیشه غُصّه پا به ماه شد…
سینه یِ پرده رُ شکافتم با اشک
هجومِ سایه ها رُ میشه دید زد
ببین چجوری، بختمون سیاه شد…..

به هرکجا نگاه میکنم تویی،،تو از کجا نگاه میکنی منو؟
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو؟چه ساده هضم،میکنی شکستنو…

https://www.academytaraneh.com/120383کپی شد!
10

مطالب پیشنهادی