ما مردمایِ ساده یِ پایین رودیم

سِیلی نشد،محصولمون و کی،کجا برد!؟
میگن که دیدن، گلّه مون و کد خدا برد!
میگن لباسِ یاغیا خیلی گِرون بود
دیدن رو قُنداقِ تفنگاشون نشون بود
میگن کلیدِ قفلِ آخور دستشون بود
میگن…ولی،هرچی که میگفتن گمون بود..

ما مردمِ دِه قبل ازین غمگین نبودیم
معلومه اهلِ نفرت و نفرین نبودیم
ما روحمون با چشمه جاری بود،یک روز
حال و هوای دِه بهاری بود،یک روز
هر جا کَسی خَم شد،کِنارش پایه ای بود
تو دیگِ دیزی حقِّ هر همسایه ای بود
ما عادتایِ خوبمون تو خونِمون بود
هر شب یکی از اهلِ دِه،مهمونمون بود
ما دشتُ میگشتیم،از گُل بو بگیریم
هر سال، جشنِ چیدنِ گردو بگیریم…
هرچی که داشتیم و کی غارت کرد،مردم؟
سخته ،کجا باید شکایت کرد،مردم

تشخیصِ گرگ از برّه خیلی سخته تو مِه
یاری ندارن جُز خداشون مردمِ دِه
شاید یکی از یاغیا همخونِمون بود
همسفره یِ نون و پنیر و دوغِمون بود
هم حُرمت نون و نمک باید نگه داشت
هم پایِ دزد و رو فلک باید نگه داشت…..

میگن شبی ،که دِه ،تو چنگِ یاغیا بود
داروغه تا صُب(ح) تو حیاطِ کدخدا بود!!!
ما مردمایِ ساده یِ پایین رودیم
شاید اسیرِ بازیِ داروغه بودیم…

گفتم” رو قُنداقِ تفنگاشون نشون بود؟”
راستی، تفنگاشون،تفنگایِ قُشون بود!
باید دلیلِ مطمئن تر جور میشد
شاید.. جواب زور باید زور میشد……

https://www.academytaraneh.com/120275کپی شد!
251
۶
۱

  • وحیدی(سورمه) سلام و احترام. فضاسازی ترانه به نظرم از نقاط قوت اثره؛ از همون ابتدا مخاطب وارد فضای یک روستا می‌شه و روایت تا پایان کشش خودش رو حفظ می‌کنه. استفاده از تصاویر بومی مثل «دیزی»، «جشن چیدن گردو»، «نون و پنیر و دوغ» باعث شده فضا باورپذیر و ملموس باشه. فقط چند نکته به ذهنم رسید: در بعضی بخش‌ها تکرار «میگن...» کمی بیش از حد شده و از ضرباهنگ روایت کم می‌کنه. شاید اگر یکی دو مورد با تصویر یا جمله‌ای تازه جایگزین بشه، اثر تأثیرگذارتر باشه. گاهی زبان ترانه بین محاوره و زبان رسمی جابه‌جا می‌شه؛ واژه‌هایی مثل «قُشون»، «داروغه»، «حرمت نون و نمک» در کنار تعابیر کاملاً محاوره‌ای، کمی از یکدستی لحن فاصله ایجاد کرده. در بخش پایانی، بعد از این همه تعلیق، انتظار داشتم گره روایت با ضربه‌ای محکم‌تر یا کشفی غافلگیرکننده‌تر باز بشه. پایان خوبه، اما به نظرم ظرفیت بیشتری برای ماندگار شدن داشت. در مجموع، ترانه‌ای خوش‌روایت و تصویرساز بود و از خوندنش لذت بردم.
    • رسول آدینه علک سلام امیدوارم حالتون خوب و دلتون پرنور باشه ممنونم بابت اولاً زمانی که برای خوانش گذاشتین وثانیاً اِعمال نظر وزحمت تایپ نکاتی که فرمودین از جان و دل پذیرا هستم وتوجه میکنم فقط یه توضیحِ کوتاه راجع به دوگانگی برخی قسمتها در زبان بگم تلاشم این بود که واقعیت فضای روستایی که دارای این دوگانگی هست رو هم تو کار بیارم حالا چقدر موفق بوده از بازخورد دوستانی مثل شما میشه دستم بیاد ممنونم بازم
  • borhanejavid درود بر شما بسیار عالی لذت بردم از این اثر زیبا شروع و روایت و پایان بندی عالی بود آفرین بر دغدغه مندی و طبع بلندتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم براتون
  • آزاده ربانی درود برشما جناب آدینه خوب حکایت کردین و لحن کار وفضا ی کار هم صمیمانه و زیباست یک جایی از جهت قافیه به چشمم یک موردی آمد که فکر کنم در اونجا که یک کلمه ای رو با دوغمون قافیه کرده بودین که صدالبته برای شما که قوانین رو مسلط هستید مشخصه که روایت رو در نظر گرفتید و نظر شخصی من اینه که برای دوستانی که مسلط هستند ؛ در روایت ِ ترانه وقتی بصورت متنه قابل تحمل و اغماضِ اگر بخواد اجرا و آهنگسازی بشه برای رعایت اصل حرفه ای گری باید وبهتره یه فکر ی به حالش کرد تاهمه چیز تا حد استاندارد رعایت شده باشه ولی کلام پر جاذبه و لحن و روایت عالی و عالی ومقبول و دلچسب موفق باشید همچنان لایک لذت بردم
    • رسول آدینه سلام وعرض ادب خانم ربانی عزیز ممنونم اول بابت زمانی که صرف خوندن کار گذاشتین و دوم برای تایپ نظر ومهم تر تشکر بابت دقتی که روی اون نکته قافیه ای داشتین یه مقدار طولانی شد کار و دقت نظر کافی رو نداشتم حتی میشد با یه تغییر کوچیک مثل:همسفره ی دوغ وپنیر ونونمون همخون و با نون قافیه کرد که بلحاظ معنایی هم قرابت پیدا میکرد اشکال برطرف میشد....حتماً توجه میکنم دستتون درد نکنه