خرگوشِ قِصّه بیداره

خرگوشِ قِصّه بیداره

از عقلِ سردشون خسته م،از بیخ و بن جنون دارن
پشت تمومِ صُلحاشون،میل و ولع به خون دارن
دریا یه مّدت آرومه،موجای بستر آماده ن
خوابِ بدی‌برات دیدن،تعبیرشو به من دادن
آتیش و شعله میبنم،هفت آسمون پر از دوده
خاکِ زمین وکُشتن با،رودخونه های آلوده
بازم سلاحِ ممنوعه ،باز پوزه بند اجباری
تزریق استرس تو رگ،با یک سُرنگِ تکراری

«من توی خواب خرگوشیم،هر شب عقاب و میبینم
جایی که سفره میچیدن،سقفِ خراب و میبینم
من تویِ خواب خرگوشیم،وقتی گلوله دَر میشه
دیدم که شیرِ بیچاره،داره شکارِ خر میشه!…»

من من،دوباره منطق شد،تق تق گلوله تو سرها
میریزه اشک مادر ها،رو سینه یِ برادرها..
باز لخته های خون روی،دیوار و تو خیابوناس
ایندفعه جنگِ آدم ها،با قومِ بهتر از اوناس…
بازم بگم؟ نمیتونم،از حرفِ این و اون سیرم
از خنده هایِ با منطق،پُشتِ سرِ جنون سیرم…
کُپ کرده روحِ آشُفته م،تو حبسِ جسمِ بی حالم
باید برم یجایی که،هیچکس نگرده دنبالم…

«من توی خواب خرگوشیم،تو کُلبه مَم تهِ جنگل
خونِ رگامو میریزن،تو کاسه یِ پر از انگل
من تویِ خوابِ خرگوشیم،جشنِ شُغال و کفتاره
کِل میکِشن که پا میشم،،خرگوشِ قِصّه بیداره…..»

https://www.academytaraneh.com/120238کپی شد!
57
۴
۲

  • gelauol2005 درود جناب آدینه عزیز چند شعر آخر شما را با این اثر ارزشمند خواندم بسیار عمیق و پر محتوا و باارزش یافتم قلمتان را شعر و ترانه برای شما صرفا سرگرمی نیست بلکه از درون جان می جوشد و این بهترین خواستگاه هنر است احسنت تابنده بمانید و برقرار
    • رسول آدینه ممنونم برادر خوبم تشکر بابت حسن نظر و زمانی که گذاشتین جهت خوانش کارم همیشه ی ایام سلامت باشید وقریحه تون جاری ان شالله
      • آزاده ربانی چقدر عالی بود این کار زیبا و بستری که برای گفتن برگزیدین در قالب خواب و تعبیر همچنین انتخاب نام اثری بود پر تاثیر برآمده از دل وجان و لاجرم بر دل مینشیند عالی موفق باشید بیگ لایک
    • رسول آدینه تشکر فراوان خانم ربانی عزیز شما نظر آقای گلایل رو ریپلی دادین مجبور شدم پاسختون همون ریپلی دوست عزیز وخوبمون بدم... تشکر بسیار بابت لطفتون