دنیایِ کوچیکم،اصلاً مگه چِش بود؟
کاشکی تو رو هیچ وقت،پیدا نمیکردم
کاش تو دلم اصلاً،جا وا نمیکردی
دنیایِ کوچیکم،اصلاً مگه چِش بود؟
رودخونه مو ایکاش،دریا نمیکردی…
این برکه ی آب و،کی بود گرفت و برد
اول یه دریا و ،بعدش خلیجش کرد
بازم به ابرا برد،توبرکه ها بارید
این چرخه قلبم رُ،تحقیر و گیجش کرد…
آخه کی از دستت
حلوایِ شیرین خواست
تا بعد ازون بازم
زهرم بدی با زور…….
ترسیدم از این عشق
چونکه نمیسازه
رودخونه ی شیرین
با ماهیای شور…
گفتی تو رو باید،تنها پرستیدت
گفتی دلم میخاد،معبود من باشی
فهمیده بودم که،طبعِ تبر داری
بت خونه میسازی،تا بت شکن باشی….
خودباورم کردی،امّا چرا بعدش
با رفتنت کشتی،ایناعتمادم رُ
با عشقِ بیش از حد،بی منطقم کردی
قلبت به غارت بُرد،عشق زیادم رُ…
آخه کی از دستت
حلوایِ شیرین خواست
تا بعد ازون بازم
زهرم بدی با زور…….
ترسیدم از این عشق
چونکه نمیسازه
رودخونه ی شیرین
با ماهیای شور…
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد