«تنها، بدون من!»

 

// دیدی که صبح شد، حتی بدون من

شب تا سحر.. رسید به فردا بدون من/

 

/ دیدی که آن سحر پلکت به‌هم رسید

یعنی که سر رسید، غم‌ها بدون من /

 

/ یک صبح هم رسد، چون باد بگذری

با او که می‌روی، هرجا بدون من! /

 

/ بر حرف‌ من ولی افسوس می‌رسی

روزی که می‌رسی اینجا بدون من /

 

/ دیگر غریبه‌‌ایم.. دیگر شکسته است..

آن «ما» بدون «تو»، تنها بدون «من» //

 

https://www.academytaraneh.com/120381کپی شد!
19
۱
۱

درباره‌ی حمید اسم خانی

از «به وقت عشق» نگذریم ، به مجموعه‌ای به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه‌ای, از واهمه این که بوی کهنه‌گی بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی این بازار بی‌خریدار پرمشتری شد. باز هم: به نام «نانوشته‌ها»/مجموعه داستانک/ کتاب تازه ای, از واهمه این که بوی کهنه بدهد, با کیفیتی قابل قبول, ناچار چاپ و راهی بازار بی‌خریدار پرمشتری شد .www//academytaraneh.com/author/takderakht/ /زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جاندکند تنم، عمر خسابش کردم/ /یک زمانی بود خودهای حقیقی در دل خود داشتیم بس به ذهن خویش کدهای مجازی کاشتیم.. .... این دومین پروفایل بنده است، چرا که رمز و راز پروفایل قبلی ام را فراموش کردم و پیدا نشد که نشد... https://www.adinehbook.com/gp/product/6009030163 https://www.aparat.com/v/ia2SO .