یکشنبه شب پاییزی – مسابقه بداهه نویسی ( گروه تلگرام آکادمی ترانه ) آبان ماه ۹۴

مسابقه بداهه نویسی ( گروه تلگرام آکادمی ترانه )
آبان ماه ۹۴

بداهه نویسی با مطلع :

می دونم میخواستی مجابم کنی
به تقدیر پیش اومده تن بدم
چجوری ازت بگذرم لعنتی ؟!
چجوری تو رو دست دشمن بدم؟!
کارشناس و ویرایشگر : خانم مهیا غلامی

یکشنبه شب پاییزی

می دونم میخواستی مجابم کنی
به تقدیر پیش اومده تن بدم
چجوری ازت بگذرم لعنتی ؟!
چجوری تو رو دست دشمن بدم؟!

چه جوری زمان خداحافظی
غمم رو توی سینه پنهون کنم
بگو با چه ترفندی بازم میشه
تو رو توی این خونه مهمون کنم

کنار تو سرشار از آرامشم
نه میشه نه می خوام ازت رد بشم
شدی تا ابد دین و دنیای من
برای تو باید که مرتد بشم

اگه باز دوباره شکنجم بدی
بازم عشقتو انتخاب میکنم
شکنجه که سهله اشاره کنی
تو دنیا واست انقلاب میکنم

یه لشکر با سرباز و با اسلحه
یه لشکر واسه فتح دنیای تو
بذار پر شم از وهم تسخیر تو
بذار که بمونم تو رویای تو

یه عمره که توو برزخ رفتنی
بگو کی قراره ازم رد بشی
چشامو میبندم که راحت بری
نمیخوام با اشکام مردد بشی

بازم چکمه هات شکل رفتن شده
بمون تا یه قرآن بگیرم برات
داری میری و من نگات میکنم
میترسم همینجا بمیرم برات

به دشمن بفهمون یکی هست که
با جون و دلش پای این جنگ هست
اگه میکشه خاطرات منو
بازم توی گوشت این آهنگ هست

اگه باز دوباره شکنجم بدی
بازم عشقتو انتخاب میکنم
شکنجه که سهله اشاره کنی
تو دنیا واست انقلاب میکنم

یه لشکر با سرباز و با اسلحه
یه لشکر واسه فتح دنیای تو
بذار پر شم از وهم تسخیر تو
بذار که بمونم تو رویای تو

کاری از : مهیا غلامی _ سهیل عبدی _ میلاد بانی _ صادق شیخی _ هادی فدایی _ نازنین _ معصومه افلاطونی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام بانو غلامی. ممنون از لطفتون. شاد باشید.
  • سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان. اول اینکه خیلی عالی بود کار مشترک دوستان. بنده هم جهت همراهی این کار فرهنگی و شرکت در بداهه نویسی چند سطری رو تقدیم دوستان میکنم. میدونم میخواستی مجابم کنی به تقدیر پیش اومده تن بدم چجوری ازت بگذرم لعنتی چجوری تورو دست دشمن بدم تو پا پس کشیدی ازین عاشقی که پیش اومد اینجوری تقدیرمون تو تن دادی به بی وفایی و من همش فکر کردم به تقصیرمون یه چند وقت که از حضورم گذشت تو حست فقط حس تفریح شد من احساسم اینقد زخم خورد ازت که روحم مث جسم تشریح شد برای عذاب یه عمر دلم میدونم همین دلشکستن بسه میخواستم که دستاتو باور کنم ولی باز دیدم دلم بیکسه تو از بهترین راه وارد شدی چشات یک شبی دنیامو جاگذاش رغیبو نمیشد تحمل کنم روی نقطه ضعفم دلت پا گذاش نه میدونی درد یه عاشق چیه نه میتونی پای کسی پیر شی خوراک دلت قلبو پژمزدنه نمیتونی از زخم زدن سیر شی میدونم میخواستی مجابم کنی به تقدیر پیش اومده تن بدم چجوری ازت بگذرم لعنتی چجوری تورو دست دشمن بدم تو پا پس کشیدی ازین عاشقی که پیش اومد اینجوری تقدیرمون تو تن دادی به بی وفایی و من همش فکر کردم به تقصیرمون یه چند وقت که از حضورم گذشت تو حست فقط حس تفریح شد من احساسم اینقد زخم خورد ازت که روحم مث جسم تشریح شد برای عذاب یه عمر دلم میدونم همین دلشکستن بسه میخواستم که دستاتو باور کنم ولی باز دیدم دلم بیکسه تو از بهترین راه وارد شدی چشات یک شبی دنیامو جاگذاش رغیبو نمیشد تحمل کنم روی نقطه ضعفم دلت پا گذاش نه میدونی درد یه عاشق چیه نه میتونی پای کسی پیر شی خوراک دلت قلبو پژمزدنه نمیتونی از زخم زدن سیر شی ........................ محمد قاسمی (شاهد)
  • بازم چکمه هات شکل رفتن شده بمون تا یه قرآن بگیرم برات داری میری و من نگات میکنم میترسم همینجا بمیرم برات این بند به نظر من بهترین بند کار بود.مرسی
مطالب پیشنهادی