فیلم زندگی

زندگیمون شده یه فیلم یه فیلم پر از غصه و غم
یه فیلم پر از حس های بد که موندم از کجاش بگم

از اونجاهاش که خسته ام یا اونجاهاش که غم دارم
یا وقت هایی که سخت میشه فقط امید رو کم دارم

بازیگراش قلب یخی باز سکانس های تکراری
حتی نمیدونی کجاش خوابی یا که نه بیداری

دوس دارم فرار کنم خط قرمز بشه دلم
آژانس شیشه ای شدم نمیذارن هیج جا برم

غصه ها که زیاد میشن سردرد میشم بازم خیلی
گم که میشم تو لحظه هام میشم درباره ی الی

به زور ازم میگیرنش با اینکه میکنم خواهش
شدم یه شهر دلهره درست شبیه ستایش

تو روز سوم دلم سکانسی از شبم شده
حتی همین اخراجی ها هم باعث غمم شده

پیامکی هم نمیاد از دیار باقی واسم
میون این فاصله ها آدم برفیم رو میسازم

آوازگنجشک هاش دیگه دلو نمیکنه آروم
ورود آقایان ممنوست به لطف این همه خانوم

من عاشق سنتوری ام با اینکه اکران نمیشه
یادش بخیر یکی میگفت تهران،طهران نمیشه

قهوه تلخ زندگیم با اینکه خیلی شیرینه
به لحظه هام غصه میده به دله من نمیشینه

اینجا هم زیر نور ماه دلو به دست نمیاری
یه شانس کوچیک نداریم مث توفیق اجباری

وضعیت سفیدش از خون من قرمز تره
میون این بی پولی ها ارث بابام یادت نره

دلشکسته هنوزم آوازه قو میخونه
اون از مجنونِ لیلی یه چیزایی میدونه

بچه های آسمان حالا روی زمینن
اونا حالا با رویا مرگ تدریجی میبینن

۱۵ سالش شد ترانه آیدا !! باباتو دیده بود
این قصه ی خیانتا امونشو بریده بود

دیگه میون قصه ها نداریم خسرو و شیرین
دیگه فقط جدا میشن شبیه نادر و سیمین

تموم شد لحظه های فیلم شبیه شام آخر بود
یا حسی ناب و رویایی یه میمی مث مادر بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: