سکوت…

بدون مقدمه برای یک شروع….

دارم لحظه هامو تموم می کنم
تو با این سکوتت منو باختی
به تو تکیه کردم ولی جای پل
یه سد از غرورت برام ساختی

یه جنگه که بعد تو با این دلم
شب و روز هرلحظه درگیرشم
برای من این عشق بازی نبود
بیا و ببین من زمین گیرشم

دارم پامو پس می کشم تا برم
"تو این زندگی رو برام ساختی"
من از من به تو رفتم و بی خودم
تو از من یه دریا جنون ساختی

دارم لحظه هامو تموم می کنم
تو با این سکوتت منو باختی
به تو تکیه کردم ولی جای پل
یه سد از غرورت برام ساختی…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: