من و تو
من و تو چاره نداریم چاره ای برای موندن
چاره ای برای مستی برای ترانه خوندن
من و تو هر شب و هر روز غصه ای دوباره داریم
برای گفتن حرفا ، ایما و اشاره داریم
من و تو که عاشقانه دل به دست هم ندادیم
چی بگم خودت میدونی توی عشق فقط نمادیم!
من و تو محاله روزی برسه که مثل هم شیم
مرهمی برای زخم کهنه و بی رحم غم شیم
من و تو اگرچه با هم ولی از هم جداییم
سَرِجمع ظاهر و باطن مثل دست بی صداییم
من و تو برای رفتن راهی در پیش نداریم
به غیر از جدایی عشق چاره ای بیش نداریم
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی