قسم به اون چشات

هم از قسمت تو ، هم از ظلمت من
هم از غربت تو ، هم از محنت من
جهنم آتیشت روشن نمودی
یه تیرِ بی هدف بر دل گشودی
شدم مجروح جنگ غصه هایت
نگو بازم مقصر تو نبودی
***
چون رنگین کمان ، در عشقت نهان
در بعد زمان ، با دردم بمان
خدایش ساختم با قهر و نازت
دلم سرپوش کرده نذر و رازت
همش مهمون نوازم ای پرنده
چشام رقصیده در آهنگ و سازت
***
ای ابر سه رنگ ، ای وال و نهنگ
کو عشق قشنگ ، با قلبم نجنگ
نمی دونی شدی دریای دردم
نمی دونی با تو بر نمی گردم
نمی سوزم درون آهت دوباره
عوض شدرنگِ عشقم خیلی سردم
***
قسم به اون چشات ، ابرو ولبات
به اون نام خدات ، ندیدم از وفات
برو بشکن بزن کنارِ مرداب
صفا کن قصه ها در نور مهتاب
یه عمری باختی با این کرشمه
تو خاموشی سپردی عشقِ شب تاب
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۰/۰۹/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: