دارم عشقتو با خودم میکشم

دارم عشقتو باخودم میکشم نمیخوام یه لحظه ببینم تورو
بذار حس کنم شوق آزادیو تورو اونی که میپرستی برو

کجاشو به دادم رسیدی بگو منی که یه عمری شکستم به پات
یه عمر دردو غمهاتو دادی به من خودم یک تنه باز شکستم به جات

بریدم نفهمیدی حال منو نخواستی بمونی نجاتم بدی
شکستی غرور منو لعنتی نخواستی که درداتو با من بگی

چقد گفته بودم بهت یادته نزن پس منو دل نکن رد نشو
بمونی کنارم که معنابشیم جلو راه خوشبختیمون سد نشو

نه دیگه تمومش کن این قصه رو توبرگشتی فک کردی حق با توئه
نمیخوام یه لحظه بهت فک کنم ندونسته بودم دلت ناتوئه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: