عطر تو

گمونم عطر تو پیچیده بازم
که من اِنقدر مست و بی قرارم
داری نزدیک می شی و من اما . . .
می ترسم ردشی آسون از کنارم

نبینی که چقدر بی تابه چشمام
نفهمی که چقدر دلتنگت هستم
شاید از اشکِ رو گونم بخونی
فقط یکم، ازت دلگیر و خستم

ولی نه ! قلب من هنوز اسیره
نه دلگیرم ، نه خسته از نگاهت
از این سرمای بی اندازه و تلخ
که می شینه توو چشمای سیاهت

برای حذف من ، از خاطراتت
باید یکم دیگه دووم بیاری
نمی تونی همینجور ، سهل وراحت
دل دیوونمو . . . تنها بذاری

اگر حتی بخوای بَد شی عزیزم
بدون تا آخرش به پات نشستم
خودت می فهمی آخر، غیر ِچشمات
به هیچ برق نگاهی ، دل نبستم

از این بدتر شدن بهت نمیاد
پس انقدر ، قلبمو بی خود نرنجون
تو قلبت پاکه و دلت یه دریاس
منو بی خود ، از این طوفان نترسون

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی