خیلی مغروری

خیلی مغروری
وقتی تو رفتی قلبِ مـــن اِنگار
آتیش گرفته تــــــوی تنوری
حدس زدم جای دلم آنجاست
نمی دونستم خیلی مغروری
***
معلولم و شمعِ شبــم خاموش
دردت به جونم بارها گفتـــــم
بی درد و غم فاصله ها کم شد
با قاصدک دنبالِ تو گشتــم
***
مثلِ ستاره در فضای بــــــــــــــاز
دور زدم دنیای دلتنگــــــــــــــی
خورشید من هر جا نشونـــــی ده
حس می کنم سردی و دلسنـگی
***
بدون من جای تو اونجـــا نیس
تو کاخِ عشقِ نابِ دربـــــــاری
دور نشو وعده رو قلبــــم داد
از خاطراتش ا شک می بــاری
***
آهسته می گم بشنو ای دیوار
مغزِ سرت هر گز نمی فهمــه
تو بی وفایی می گمت صد بار
خودم می دونم دلت بی رحمه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۳۰/۰۸/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

873
۶