آخرین بوسه

درس قصه جایی شرو میشه که
تو از آخرین بوسه پس میکشی
لباتو میزاری سر شونه هام
پر از بغض و گریه نفس میکشی

پر از اشک و حرف و پر از هق هقی
محاله با این گریه آروم بشی
خوده درده هر لحظه هر ثانیت
محاله با این دردا داروم بشی

داری میری اما نگو عاشقی
نمی تونم این لحظه درکت کنم
خودت خواستی از زندگیم دور شی
خودت خواستی از من که ترکت کنم

میشد کاش توو قهوم یکم بخت بود
خوشی هامو توو قهوه هم میزدم
که خوشبختی با تو نصیبم می شد
منی که یه عمر ازتو دم می زدم

دروغه بگم عاشقت نیستم
ولی از توو دیروزه من پاک شو
توو عکسای این آلبوم لعنتی
بمیرو توو رویای من خاک شو

برو گریه رو بس کن آروم باش
نزار گریه جای منو پر کنه
حضورت نزار بیشتر از این منو
با گریت برنجونه دلخور کنه

برو تا به این خونه عادت کنم
به این چارتا دیوارو تنها خودم
فراموش کنم خاطرات تو رو
که انگار نه انگار،که عاشق شدم

میشد کاش توو قهوم یکم بخت بود
خوشی هامو توو قهوه هم میزدم
که خوشبختی با تو نصیبم می شد
منی که یه عمر ازتو دم می زدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: