عاشق کشی

از خودم می پرسم
چرا دل سپردم
چرا با این چشام
دل تو رو می بردم
همیشه و هر کجا
صدای خنده هاتم
تو گوش من می پیچه
عاشق عشوه هاتم
وقتی که رفتی از پیشم
مثل دیوونه ها شدم
دیوونه بازی در نیار
این حرف منه با خودم
اخه این عدالته
که تو منو عاشق کنی
بعد رفتنت منو
این خونه با هم دق کنیم
دیگه به من سر نزن
شاید یه روزی بپوسم
تو که نیستی مجبورم
عکساتو هر شب ببوسم
حلقه ی ازدواجمون
عهد بین ما دوتاست
عشقو هوس عاشق کشی
این سه مقوله ی جداست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: