دلم اسیر یادته

دلم اسیرِ یادته
یادی که همیشه سبزه
ببین چهار ستونِ خسته
داره از دوری میلرزه

دلم زندونِ چشماته
یه زندونی که بی مرزه
ببین شعله ی تنهایی
به این دوری نمیارزه

دلم سردُ بی آهنگه
وقتی این تنهایی محضه
وقتی که حسِ ویرونی
نمیگذره از این لحظه

دلم از یادِ تو تنگه
از یادی که به خواب رفته
از یادی که میسوزونه
امیدی که سراب گشته

دارم دلشوره میگیرم
واسه روزای خاموشی
واسه روزایی که دیگه
ندارم یه هم آغوشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: