خیال کردم اگه عاشق ترینم، تو سهم من از این احساس هستی

خیال کردم اگه عاشق ترینم، تو سهم من از این احساس هستی
و ممنونم ازت چشماتو جونم، به روی چشم این عاشق نبستی

ببین چیزی نمیخوام از وجودت، به جز یک گوشه از دنیای آبیت
یه بند از کفشهای صورتیتو، یه تارِ موی زیبای شرابیت

ببین من قانعم حتی یه لحظه، فقط یکبار دوسِت دارماتو
عسل بارون ابر مهربونی، یه حس خوب داره عشق با تو

فقط یک روز تا شب مهربونم، تو هم مثل خود من عاشقم باش
که من هم حس کنم ردّ نگاتو، فقط یکبار روی صورتم کاش

یه وقتایی تمام آرزوهات، همین آرامش چشمای یاره
عجیبه عاشقی با دردهاشم، همیشه بهترین احساسو داره

یه وقتایی سکوت عاشقونه، شبیه قصه های ناب میشه
چرا عاشق که باشی لحظه لحظه، وجودت تو وجودش آب میشه؟؟؟

سهیل ساسان

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سهیل ساسان

متولد 1366/01/24 کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی... ساز تخصی ویولون... ورزش تخصصی جودو... و شنا تو رودخونه برفی... میدونم همه مشغله هایی تو زندگیتون هست....پس همینکه میخونید احساس منو حتی بدون نظر دادن مدیون نگاه مهربونتونم...