شب کوچه

شب کوچه
داره کم کم میشه تاریک کوچه و صحن خیابون
منم و یک دلِ پر درد با همین چشمهای گریون
توو خیابون شبا تنها زیر نور تک چراغی
یاد اون وقتا که از من می گرفتی تو سراغی
چشم به اون پنجره ای که حالا هیچکس پشت اون نیست
کسی با چشمهای خیسش مثل سابق نگرون نیست
می کنم دوره دوباره تک تک خاطره هارو
نمی دونم چه گناهی جدا کرده ما دو تا رو
می تونست مثل قدیما هنوز عاشقونه باشه
سایه ای از تو رو دیوار واسه من نشونه باشه
کاشکی اینو می دونستی دنیا بی مفهوم بی تو
سرنوشت من عاشق دیگه نا معلوم بی تو
یاد خاطرات خوبی که با هم ما دو تا داشتیم
شب و روزمون قشنگ بود غمو زیر پا میزاشتیم
هفته هام با تو شیرینو همه ماه من عسل بود
وقتی تصویر خیال تو کنارم توو بغل بود
همه شب رو به اتاقت توی کوچه می نشینم
چشم می دوزم به اتاقت شاید سایتو ببینم
وقتی سایَت روی دیوار می شد از پنجره پیدا
منو باز دیوونه می کرد هیجان دل شیدا
حالا کوچه شده خلوت خبر از رهگذری نیست
پشت اون پنجره انگار دیگه از تو اثری نیست
داره باز صبح میشه نزدیک امشبم دیگه تموم شد
تورو امشبم ندیدم گریه هام بی تو حروم شد
کاش می شد ببینمت باز با تو آرامش بگیرم
حالا تنها آرزومه که توو این کوچه بمیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: