ساعت هشت…

سرم به سقف آسمون میخوره
وقتی دوزانو تو حرم نشستم
دغدغه ی نداریمو ندارم
کنار دریای کرم نشستم

چشام تو باغ آبی کاشیا
تو دشت آینه کاریات گم شده
با رمز اسم تو دلم حریف
وسوسه های سیب و گندم شده

راهمو دیگه گم نمیکنم تا
قبه ی* نورتو نشون گذاشتم
دست رو ضریحتون گذاشتم هروقت
به نیت جوابتون گذاشتم

*وقتی منو بیفته یادت میام
همیشه از باب جوادت* میام
من کمم آقا خودتم میدونی
بخاطر لطف زیادت میام*

دستای حوامو میگیرم میام
توی بهشت تو قدم میزنم
حس میکنم دوباره آدم شدم
عطرتو هروقت بخودم میزنم

قدر زیارت تو قد ممیکشم
دمپر کفترای گنبد میشم
دوباره من،حرم،غروب،انتظار
دخیل جمعه های مشهد میشم

یادمه اونشب،توی اون همهمه
تو صحن انقلاب که پا گرفتم
با گریه مادرم میگفت که مردم..!
شفاشو از امام رضا گرفتم

حالا یه عمره روی ساعت هشت
بغضمو کوک کردمو بارون میشم
گاهی که سختم میکنه روزگار
یاد شما میکنم آسون میشم

*وقتی منو بیفته یادت میام
همیشه از باب جوادت میام
من کمم آقا خودتم میدونی
بخاطر لطف زیادت میام*

من هرچی دارم از امام رضا(ع) دارم..
*قبه=گنبد
*باب الجواد:یکی از ورودی های حرم مطهر در صحن جامع رضوی..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: