ستاره سهیل

یه نفر هرشب از این نوشته ها رد میشه
اونکه با هر نفسش عطر بهار میپیچه
رد پاش و جا میذاره روی دلنوشته هام
کاش بدونه باعث مرگ دلم ، دوریشه

عکست و از پشت این شیشه سرد میبوسم
دارم از دوری چشمات تو قفس میپوسم
کاش بدونی که چه خاکستریـــه دنیای من
هنوزم بعد تو تیکه های قلبم و میدوزم

افسوس! برای موندنت راهی نیست
انتهای این جاده به آبادی نیست
قاب عکس تو اسارت خاطره هاست
جز شکستنش راهی به آزادی نیست

رفتی که فراموش کنی ستاره ای بود
در دفتر احساس برگ تازه ای بود
رفتی که ستاره ی سهیل قصه ها شی
یادت بره این خونه پر از مهر و وفا بود

چیزی نشده ! نه ! کمی دلگیرم
با فاصله های بینمون درگیرم
چیزی نشده ! آه ! چه حال خوبی!!!
حس میکنم امشب از غمت میمیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: