موزه ی دلتنگی

بعد از یه مدتی برگشتم

دلم مثِ یه آثار تاریخیه
که داره آروم ترک برمیداره
تاریخ مصرفش که سر رسیده
این دنیا واسش آخرِ کاره

جاهای خوبش رو به خاموشی
همه خاطرات که توش مدفونه
چه تارِ عنکبوت، بسته دلم
یه ماتم کده س، خیلی داغونه

دلم شده یه موزه ی دلتنگی
هر کسی روش دو سه خط می نویسه
دیوارش که داره فرو می ریزه
نزار خاک شن، چیزایی که نفیسه

اتاق تاریک دلم بی نوره
واسه کسی زیبایی نداره
فسیل شد یه مشت احساس روی هم
آرزوهاش قندیل بست، دوباره

دلم مث یه آمفی تئاتره
که بازیگری نیس روی صحنه
تاریخ نمایشش معلوم نیس
لابه لای خاطراتش ،دفنه

دلم شده یه موزه ی دلتنگی
هر کسی روش دو سه خط می نویسه
دیوارش که داه فرو می ریزه
نزار خاک شن ،چیزایی که نفیسه

موفق باشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید: