میدونِ جنگِ شعرِ من !

خیابونایِ ذهنِ من …. خالی از هرچی عابره
میدونِ جنگِ شعرِ من … تن پوشِ واژه ها زره

صدایِ انفجارِ توپ …. از سنگرِ منطق میاد
زخمی شده دستِ دلم …. بوی خون از مشرق میاد

سگ هایِ ولگردِ خیال …. افکارمو هی میدَرَن
سربازای دشمن میان …. عشقو به غارت میبَرن

آتیش گرفته خیمه ی …. احساسُ ؛ افتاده علم
حالا همش خاکستره …. چی مونده واسم جز قلم ؟

تو کوچه و پس کوچه ها …. سر میبرن هر واژه رو
خون میچکه رو برگه ها …. رو این ترانه های نو

توی سرم صد انفجار ….. بوی یه تل باروت میاد
اشهد میخونن یک صدا …. داره یه مُش تابوت میاد !

" مریم جعفرزاده "
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ بدونِ ویرایش!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: