تجسم

تجسم می کنم هستی کنارم/هنوزم پای این دیوونه هستی
چرا وقتی که از من دل بریدی/در و پشت سرت بازم نبستی

سه چار روزی شده که رفتی اما/در خونه همینجور بازه بازه
هنوزم گیجم از این رهسپاری/هنوزم رفتنت برام یه رازه

هنوزم توی چارچوب ورودی/ تجسمم داره به من می خنده
با یه لبخند سرد خسته از روز/ در و پشت سرش داره می بنده

"چرا نبستی در رو / تا من نومید باشم
یه ویرونیه سر راست/توو غم جاوید باشم"

بدون، بی تو توو این خونه غریبم/اتاقمون برات ماتم گرفته
درش رو روی من چَن قفله کرده/دل پنجره هامونم گرفته

ولی پاهام بامن همرا نمیشن/که رد پاتو توو کوچه بگیرم
بگیرمو بیام تا مرز بودن/هنوزم توی این رخوت اسیرم

یا اینکه این درو محکم بکوبم/ تا شاید فاجعه در باورم شه
تا شاید از صداش بغضم بگیره/ تا شاید گریه تنها یاورم شه

"چرا نبستی در رو / تا من نومید باشم
یه ویرونیه سر راست/توو غم جاوید باشم"

———
پ.ن: ندارد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود جناب صبور زیبا بود... @};- @};- @};-
  • زیبا و پراحساس @};-
  • در کل خوب بود @};- :-)
  • درود ایدین جان همیشه از خواندن ترانه های زیبات لذت بردم دوست خوبم کارت عالی بود سپاسگزارم موفق باشی @};-
  • درود آیدین جان @};- @};- ببخشید دیر رسیدم @};- زیبا بود مشتی ؟ @};- @};-
  • سلام پسر گل کارت خوب بود آيدین جان ولی هنوز نتونستی با زبانت کنار بیای رهسپاری /جاوید/رخوت/در باورم/یاور البته این واژه ها رو ننوشتم که بگم قدیمی هستن و نیابد این روزا استفاده کرد ازشون.. منظورم جایگاه واژه تو ترانته ، یه وقت میبینی بعضی واژه ها با زبان کار یکدست نمیشن و این چنتا هم یه مقدار تو چشم بودن @};- قافیه هات خوب بودن اما تازه و خلاقانه نبودن ، البته یکی میخواد اینو به خودم بگه ;)) "در " از میان 7 بند ترانه ، در 5 بند وجود داشت ، همین باعث میشه مخاطبت بیشتر به در فکر کنه تا تجسم @};- دقت داشته باشه ترانه روی چه موضوعی میگرده و منتاسب با موضوعت تصاویرو خلق کن ، وقتی تجسم به میان میاد ، بهتر بود جای شکوه و گلایه از معشوق بیشتر به تصاویری میپرداختی که تجسم معشوق باشه ، هرچند چیز تازه ای نیست اما اگر خوب بکار ببری ، موفق مبشه.. مثال از یه ترانه قدیمی ایرج جنتی / سیاوش قمیشی همیشه میون قاب ، خالیه در های بسته طرح اندام قشنگت ، پاک و رویایی نشسته کاش میشد چشام ببینن ، طرح اندام تو داره زنده میشه جون میگیره ، پا توی اتاق میذاره میبینی چه جوری داره تصاویر بهت میده؟ شما بیشتر به خونه اشاره کردی و در این موردم میتونستی بهتر ازین باشی @};- ترجیعبندت رو دوس ندارم :) موفق باشی @};- @};- @};-
    • آقا عجب عکسی!! درود مجید جان. قربان این واژه های که نام بردین به جز جاوید، فکر نمی کنی اگر نبودن کار دم دستی تر از اینی که بود هم می شد.نمی دونم. ولی در مورد تصویر سازی و نکاتی که آوردی خیلی ممنونم. کمک می کنه شدیدا. خیلی چیزها رو یادم آوردی که خیلی ازشون دور شده بودم. من بهش میگم حس شاعرانگی. شما چی می گین؟ آره من بیشتر به خونه اشاره کردم. کلن تو یه سریال گیر کردم که ولم نمی کنه. احتیاج به یه مکالمه طولانی دارم مجید. منم ترجیع بند رو دوست ندارم. راستش اصلن من یه مشکل فلسفی آوایی با ترجیع بند دارم. وقتی هنوز ملودی اصلی شکل نگرفته و احتمالن هم کسی به جز سراینده قراره ملودی بنویسه. رو چه حسابی ترجیع بند نوشته می شه. حس آوایی ترانه رو که بهم می ریزه، دست و پای ملودی رو هم می بنده . مخصوصا با هجای متفاوت. نمی دونم. و باز هم سپاس بی پایان که هستی. @};- @};- @};-
  • سلام آیدین جان ممنونم زیبا بود @};- @};- @};- @};-
  • كار خوبي بود آيدين جان..موفق باشيد :-) =D> @};-
  • آیدین جان :-) یه سوال میپرسم، جون ایمان راستشو بگو :-) اون سازتو فروختی یکی دیگه خریدی؟؟ یا فقط داری یه ساز دیگه تمرین میکنی؟؟ نکنه اون ساز خوبت که گفتی شکسته، نشد که درست بشه؟ :-( حس و حال و حرفتو دوست دارم آیدین @};- @};- @};- @};-
    • سلام ایمان عزیز. من اگر ساز فروختن رو بلد بودم که الآن وضعم اینجوری نبود. :-( اون که شیکستش رو هی نگاه می کنم فقط. علاوه بر اینها من خودتم دوست دارم @};- @};- @};-
      • دل به دل راه داره :-) @};- @};- @};- قرار بود سازتو وصله پینه کنی..... فقط نگاهش میکنی؟ منتظر معجزه ای؟ :-?
  • @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز.. @};- پر احساس بود و زیبا.. @};- @};- @};-
  • آیدین جان سلام.دوگانگی زبان تو کارت اشکم رو در آورد هنوزم منتظر میمونم اما آیدین زیاد منتظرم نذار و با یه کار خیلی خوب برگرد :-)
    • درود رضا جان، آقا یه سرم به فقیر فقرا می زدین بد نبود. کار من همینه که اشک در بیارم. حالا حس یاری نکنه با هر چی که شد. کاش یکبار در مورد دوگانگی زبان صحبت کنیم. شاید من بفهمم. دو گانگی زبان رو من در لحن، نوع جمله بندی و افعال استفاده شده می دونم. در واژگان شاید اختلاف نظر داشته باشیم. ولی به هر حال چشم. @};- @};-
  • زیبا بود..مرسی @};- @};- @};-
  • سلام @};- زیبا بود .. ترانه ای روان و لبریز از احساس .. زبان کارتون صمیمی بود ولی من دو جای کار حس کردم این صمیمت بهم میخوره .. قسمتی از ترجیعتون * یه ویرونیه سر راست/توو غم جاوید باشم" و قسمت آخر *یا اینکه این درو محکم بکوبم/ تا شاید فاجعه در باورم شه تا شاید فاجعه در باورم شه !!! بنظرم میشد کلمه مناسبتری جایگزین کرد .. @};- @};- من حس ترانه های شما رو دوست دارم .....و این کار هم متمایز از بقیه نبود .. لایک دوست من @};-
    • درود. ممنونم از اظهار لطفتون . صمیمی رو خیلی دوست داشتم. در مورد دوگانگی! هم جاوید رو باهاتون موافقم ولی فاجعه رو نه. نه به خاطر اینکه بگم اشتباه می کنید. بلکه فاجعه از اون واژه هایی ست که خود من خیلی ازش در حرف زدنم هم استفاده می کنم. باز هم سپاس از دقت نظرتون و خوشحال از توافق حسی. @};-
      • منظور من ادامه ی مصراع بود !!!! :-) بعد از واژه ی فاجعه .. در باورم شه !!!!!!! @};-
  • آیدین جان زیباا خوندمت .. فقط تو ترجیح بندت واژه (( جاوید )) حس میکنم یه مقدار سنگین باشه برا یاین قسمت .. @};- @};- @};- @};- @};- دون، بی تو توو این خونه غریبم/اتاقمون برات ماتم گرفته درش رو روی من چَن قفله کرده/دل پنجره هامونم گرفته @};- @};- @};- @};-
    • خسین جان گل که ما رو از دیدن روی ماهش محروم کرده. آقا ما به همین عکساتون دلخوشیم البته که آبیته جاوید رو باهات موافقم. بگم حسی بود که دروغ گفتم بیشتر قافیه ای بود. @};-
  • تجسم می کنم هستی کنارم/هنوزم پای این دیوونه هستی چرا وقتی که از من دل بریدی/در و پشت سرت بازم نبستی @};- @};- @};- @};- ممنون آیدین عزیز @};-
  • دست خوش داری ایدین گل وزن ترانت عالی حس کارتم عالی لایکی دیگه @};- :-)
  • =D> سلام آیدین صبور @};-
  • بله :-?
    • با منی؟ :-?
      • سلام @};- شما یه کامنت پای آخرین ترانم گذاشتیدکه فقط یک کلمه بود اونم همین" بله " ;)) ;)) گفتم حتماً یه پیشینه ای داره !! واسه همین پای ترانه خودتون پیگیری کردم ;)) ;))
      • کارخیلی خوبی کردین. @};- @};- @};- ممنون
  • سلام ایدین عزیز و دوست داشتنی خیلی عالی بود من که کارت رو شدیدا دوست داشتم آفرین داداشم پسندیدم کار زیبات رو مرسی
  • سلام برمیگردم…حتما
    • سلام برادر عزیزم ترانت حرف نداشت فقط این درِ رو مُخ بود یکم که.... ترانت زیبا بود و دوست داشتمش شدید. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • قربون دستت سرپایی، اون درم ببند تورو خدا. نه که کولر گازیه ، واسه همین می گم @};-
      • ممنونم امین جان شما لطف داری @};- @};-