تقدیر

من و تقدیر می جنگیم ، ته این قصه چی میشه
کدوم پیروز میدونیم ، کدوم سنگیم کدوم شیشه
تو همتقدیر من بودی ، هم آغوشی پر وحشت
از آغوشم جدا کردی ، تن پر درد و پر رعشت
یه عمری تو جهان خود ، من از تقدیر ترسیدم
ولی تو ترس این تقدیر ، همش دنبال تو بودم
من از غم گریه ارث بردم ، تو راحت رد شدی از درد
می خواستم با تو خوش باشم ، همین ارث راهمو سد کرد
من این دلواپسی هامو ، کنار آینه قی کردم
بدون تو چه سرگردون ، من این تقدیر و طی کردم
رسیدم به همون نقطه ، که ما شب رو سحر کردیم
چه سخته ، یه سرابی تو ، من و تقدیر بد آوردیم
همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم
اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی سخت است www.shur.lxb.ir //////////sahari1352@gmail.com

  • @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسیدم به همون نقطه ، که ما شب رو سحر کردیم. . .فضاسازی خوبی داشت :-)
  • سلام تو هی میای منو ترانه های نازنینم رو له می کنی ولی من میام میگم افرین مجید موفق تر بشی مجید... از قافیه بیت دوم خوشم نیومد حذف بشه بهتر نیست؟... با ما به از این باش که با خلق جهانی...دوست دارم در حد لالیگا :-x :-x :-x :-x
    • سلام بهزاد جان من غ ل ط بکنم داداش من فقط ترانه های دوستان رو میخونم و لذت میبرم نوشته های تو رو هم همیشه دوست داشتم از پیشنهادت ممنون ختما بهش فکر میکنم ممنون از نگاه و وقتی که گذاشتی دوست دارم در حد لیگ جهانی والیبال =D> =D> =D>
  • سلام خیلی لذت بردم آقا مجید گرچه بعضی جاها از قالب ترانه خارج شدی ولی خیلی خوب میشد احساس ترانه شما رو فهمید ممنون دوست خوبم @};-
  • سلام مجید جان ترانه ی خوبی بود داداشم جز قافیه بیت3 بقیه شو پسندیدم موفق باشی عزیز @};- @};- @};-
  • قسمت دوم كارت به مراتب قوي تر بود.دوگانگي زبان و مشكل قافيه هم وجود داشت. حتمن اين كار ارزش يه ويرايش و داره.
    • سلام استاد عزیزم بسیار ممنون و خوشحالم که همیشه پای نوشته هام میبینمت لطف بی کرانت رو ارج مینهم دوگانگی زبان رو دوستان اشاره کرده بودن کاش مشکل قافیه رو عنوان کرده بودین چشم حتما ویرایش میکنم @};- @};- @};-
  • عالی بود مجید جان =D> =D> =D>
  • من رو یاد یکی از نوشته هام انداختی مجید جان: به هر لبخند شاید در گلو بغضی نهان باشد و شاید همچو شمشیر است در جنگ من و تقدیر که نا امید میتازم میدانم که در آخر منم بازنده این جنگ اما چاره جز این نیست... بسیار زیبا بود داداشم مثل همیشه آفرین @};- @};- @};-
  • سلام آقای صادقی خلاقیت توی ترانتون کاملن به چشم می خورد و از این نظر خیلی خوب بود اما متاسفانه (دوگانگی زبان) توی این قسمت داشتید و زبان ترانه به سمت جدی بودن و کمی کلاسیک چرخیده... "یه عمری تو جهان (خود )، من از تقدیر ترسیدم" دوگانگی زبان برعکس چیزی که خیلی از دوستان اینجا می گن این نیست که مثلن در ترانه ای هم (یه لحظه) باشه ، هم (یک لحظه) / بلکه چرخش زبان هست و در قسمتی که اشاره کردم این اتفاق افتاده/ می تونید خیلی راحت اصلاحش کنید کارتون هر بار بهتر میشه، تبریک می گم لایک @};- @};-
    • سلام یاسمن عزیز خوشحالم که هستید همیشه نظر شما رو پای ترانه های دوستان میخونم و واقعا یاد میگیرم خوشحالم که تونستم دوگانگی زبان رو به حداقل برسونم اگه نوشته های اولیه من رو بخونید متوجه این حرفم میشید البته نمیخوام ایرادم رو توجیه کنم ولی در حال یادگیری هستم و خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم همیشه منتظر نگاهتان هستم @};- @};- @};-
  • همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم درود مجید جان دوست داشتم کارتو تنها ایرادی که ازت دارم اینه که از تقدیر زیاد استفاده کردی روز هایت پر از ترانه @};- @};-
  • سلام دوست گرامی من زیبا بود چندتا قافیه ی بکر داشت مثله : وحشت و رعشت اما اینجا که فرمودید جهان خود زبان کار عوض شد مشکل وزن نداش و خوش آهنگ بود آفرین اما " همین حسی که من دارم " کلیشه ی و تکراری شده! سعی کن مثله " همتقدیر " که آفریدش به دنبال حرف های نو باش
  • اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم...
  • همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم @};- @};- خیلی خوووب بود
  • عالی بود بود مجید جان همه کارات دوستداشتنیه @};- @};- :-x :-x :-x
  • تو همتقدیر من بودی ، هم آغوشی پر وحشت از آغوشم جدا کردی ، تن پر درد و پر رعشت @};- @};- @};- دست مریزاد احساس لایه دار =D> =D> =D>
  • زیبا بود دوست من @};- @};-
  • من و تقدیر می جنگیم ، ته این قصه چی میشه کدوم پیروز میدونیم ، کدوم سنگیم کدوم شیشه @};- @};- @};- ترانه ی پر از احساسی بود.موفق باشی @};-
  • سلام مجید جان ترانه ی قشنگی است خیلی خوشم اومد موفق باشی دوست عزیزم @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای صادقی عزیز..بسیار ترانه ی پر حس و در عین حال صمیمی و صادقانه و زیبایی بود..اونچه رو لازم بود هم که توسط دوستان خوبم گفته شد.توفیق روزافزون قربان. @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانم ربانی عزیز خوشحالم که همیشه نگاهت رو پای نوشته هام دارم و همیشه بهم دلگرمی میدی دوستان همیشه به من لطف دارن @};- @};- @};-
  • سلام آقا مجید دوست هم ترانم کار خوبی ازتو خوندم ودوست داشتم اما یکی دو تا تغییر لازم داشت بیت اول گویا میدونی ومیمونیم اشتباهی نوشته شده بود درسته وترسیدم وبودم که فک کنم تغییری نیاز داره با این حال کار خوبی بود لایک @};-
    • سلام عابد جان ممنونم دوست خوبم از نگاه و نظر و راهنماییت دوست خوبم اون می دونی به معنی دونستن نیست میدون که گفته شده کدوم از ما میتونیم تو این میدون پیروز بشیم ممنون از نگاهت داداش @};- @};- @};-
  • سلام برادر خوب و مهربونم. شرمندگي هميشگي بابت تاخيرم رو بپذيرين. دلم نميخواد چيزي بگم... فقط ميخوام ترانه رو چندبار بخونم و حسش كنم... دستاي هنرمند فريبا بانوي نازنينم رو هزااار بار مي بوسم كه اينقدر دقيق و صادقانه ترانه رو خوندن و وقت گذاشتن @};- مهم نيست آخر جنگ با تقدير چي بشه.... مهم اينه كه تا آخرش مرد باشي و مردونه بجنگي... هميشه خوشبخت و سلامت باشين برادرم. @};- @};- @};-
    • سلام خواهر خوب و مهربونم خودت میدونی که من همیشه منتظر نگاهت هستم برام دیر و زودش اصلا مهم نیست ولی بودنت برام مهمه خیلی مهم نیست آخر جنگ با تقدیر چی بشه…. مهم اینه که تا آخرش مرد باشی و مردونه بجنگی… مرسی مرسی مرسی ممنونم خواهرم که همیشه همراه من هستی ممنون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود مجید صادقی عزیز ترانه خوبی بود و حس خوبی داشت جنگ با تقدیر هرچند که همیشه ما بازنده ایم :< فقط ( من و تقدیر بد آوردیم ) با چی همقافیه شده بود ؟ :-? لایکی @};- @};- @};-
  • دوستان گفتنیارو گفتن و منم آموختم.مجید جان خسته نباشی داداشی داره کارات بهتر و بهتر میشه :-)
  • سلام مجید جان ترانه خوبی بود لذت بردم سرشار از ترانه باشی @};- @};- @};-
  • درود مجید جان دوست عزیزم کارت رو خواندم و از خواندنش لذت بردم از اون موضوعاتی بود که من خیلی دوست داشتم و خیلی خوب توانستم با ترانت ارتباط برقرار کنم خانم موسوی به زیبایی نقدهای لازم رو کردن بنده اضافه گویی نمیکنم ازت سپاسگزارم و برات ارزوی موفقیت دارم @};-
  • سلام داداشم خوندم کارتو و دوست داشتم حس زیباتو فقط دادا منم با ابن مصرع نتونستم کنار بیام (یه عمری تو جهان خود ، من از تقدیر ترسیدم) جهان خود توذوق میزنه عزیزم . اما در کل میپسندم کارتو عزیزم @};- @};- =D>
  • سلام مجید عزیز کار زیبایی بود. =D> =D> @};- @};- @};-
    • سلام امین جان ههنونم از اینکه همیشه همراه نوشته های من هستی دوست خوبم
      • سلام قربونت برم همراهی با ترانه های شما و سایر دوستان مایه ی مباهات و لذته برای بنده و هر کدام کلاس درسی ست برای فراگیری و آموختن. @};- @};-
  • مجید جان ترانه حس قشنگی داشت و دقیقاا معلوم چیزی جز صداقت حست چیزی دیگه اایی توش عنوان نشده... یه نکته که خیلی دوست دارم بگم ... اینه که چقد خوبه ما تو این فضا عزیزان همیشه همراهی چون بانو موسوی عزیز و ... داریم که همشه با نکته نظرات و نقد های صریح و ب قصد و غرضشون ما رو در مسیر پیشرفت هدایت میکنند .. @};- @};- لحظه هات ترانه بارووون @};-
    • سلام حسین جان ممنون از نگاه مهربان و همیشگیت دوست همیشه همراه من همیشه گفتم خانم موسوی تو این آکادمی یه نعمته مخصوصا برای من @};- @};- @};-
  • بدون تو چه سرگردون ، من این تقدیر و طی کردم =D> سلام آقای صادقی :-) ترانه احساسی و متفاوتی سرودین @};- @};-
  • سلام مجید جان ترانه زیبایی سرودی موفق باشی دوست عزیز @};- @};- @};-
  • دست مریزاد سلام مجید جان،تبریک لذت بردم @};- تا باشه از این ترانه ها @};-
  • همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم @};- @};-
  • سلام مجید جان لذت بردم از حسی که توی ترانت بود @};- @};-
  • درود زیباست اما زیباتر هم مبشود @};- @};-
  • سلام مجيد جان سه ساعت نشستم نظرم رو روي كاغذ نوشتم گفتم مجيد دفعه ي قبل ازم ناراحت شده بعد نظرارو خونم ديدم دقيقن چيزي كه ميخواستم بنويسم رو خانوم موسوي زحمتش رو كشيده و اگه بخوام اينارو تو صفحه ي خصوصي بنويسم لطفي نداره پايان كارت رو خيلي دوس داشتم شب و روزت پر ترانه @};- @};- @};-
    • سلام علیرضا جان داداشم من ناراحت نشدم ولی به راهنماییت عادت کردم ممنونم که همیشه برام وقت میزاری خانم موسوی که از روز اول ورود من به آکادمی مثل یه خواهر مهربون همیشه همرام بوده امیدوارم همیشه باشد ممنون داداشم از وقتی که گذاشتی @};- @};- @};-
  • سلام مجید عزیز .خوشحالم که بازم یه ترانه خوب و متفاوت ازت خوندم ..برادر خوبم ..میدونی که ترانه تو سطحی نمی خونم و چون خواهر خطابم می کنی خواهرانه و صادقانه می خونم و می نویسم .یه عذر خواهی هم بهت بدهکارم بابت ترانه ای که گفتم بر می گردم ولی واقعن فرصت نشد برگردم .میدونم که در جایگاهی نیستم که نقد کنم واگه چیزی می گم مخلصانه فقط نظر و پیشنهادیه که به ذهنم میرسه و چون دوست داریم یاد بگیریم از نظرات هم (به شرطیکه درست باشه ) استقبال می کنیم .. واما ترانه .. توو این بیت تو همتقدیر من بودی ، هم آغوشی پر وحشت از آغوشم جدا کردی ، تن پر درد و پر رعشت اینجا یه کم ضعف تالیف داره و حس می کنم بر اساس قافیه از (رعشت ) استفاده کردی و خوب ننشسته اجباری نبود برای قافیه ی وحشت از کلمه ای که حروف نزدیکی بهش داشته باشه استفاده کنی راستش با توجه به (هم آغوشی پر ِ وحشت )پیشنهادم اینه تو همتقدیر من بودی ..هم آغوشی پر از وحشت ولی احساس پاکم رو ندیدی خالی از شهوت .. البته قافیه سختی رو انتخاب کرده بودی و خیلی فکر کردم که چه قافیه ای با این بیت هماهنگه که مفهوم هم از دست نره فکر کنم می شد از حسرت و خلوت هم استفاده کرد :-) توو این بیت یه عمری تو جهان خود ، من از تقدیر ترسیدم ولی تو ترس این تقدیر ، همش دنبال تو بودم جهان خود ..کمی از زبون ترانت دوره ...بگو ..یه عمر با حس تنهایی یا.. توو این فصلای بی تقویم این بیت من از غم گریه ارث بردم ، تو راحت رد شدی از درد می خواستم با تو خوش باشم ، همین ارث راهمو سد کرد. .مفهومی که در نظر داشتی خیلی قشنگه ولی توو پرداخت ،انتخاب واژه ها و چیدمانش باعث شده که موزون خونده نشه و قافیه های درد و کرد برای این وزن ترانت مناسب نیست مثلن اگه می شد ..تو راحت رد شدی از من ...ببین چقد روونتر و راحت تر ادا میشه من این دلواپسی هامو ، کنار آینه قی کردم بدون تو چه سرگردون ، من این تقدیر و طی کردم =D> =D> آفرین این بیت خیلی عالیه ولی کاش به جای کنار از (توو روی ) یا ( به روی )استفاده می کردی تا خواننده متوجه بشه که راوی روو خودش (قی ) می کنه از لحاظ قافیه و پرداخت خیلی خوب شده :-) چه سخته ، یه سرابی تو ، من و تقدیر بد آوردیم...اینجا (یه سرابی تو ) تشبیه بدی نیست ولی خوب پرداخت نشده..مثلن شاید اگه می گفتی ..سرابت بی نهایت بود من و تقدیر بد آوردیم ..البته نخواستم سراب رو حذف کنم و میشد نگاه بهتری داشت همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم =D> =D> =D> آفرین این بیت هم خیلی خوب شده و اسمی هم که برای ترانه انتخاب کردی خیلی خوب روو ترانه نشسته ..برادر گلم ببخش که انقد پر گویی کردم ودست توو ترانت بردم بازم می گم اینا فقط نظرات شخصیمه و شاید خالی از ایراد نباشه ولی سعی کردم تا جاییکه میشه درست تحلیل کنم .وخودت میدونی که موفقیتت آرزوی قلبیمه .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- سلام فریبای عزیز خواهر مهربون و حامی همیشگی من شاید بزرگترین شانسم تو نوشتن آشنایی با شما بوده همیشه هوای نوشته های من رو داشتی و همیشه ازت یاد گرفتم همیشه وقت عزیزت رو برام گذاشتی و راهنماییم کردی اینجا هم بهترین چیزا رو ازت یاد گرفتم و نکات بسیار خوبی رو گفتی که اگه نمیگفتی شاید هیچ وقت یاد نمیگرفتم ممنونم ممنونم ممنون که هستید و همیشه بزرگوارانه راهنماییم میکنی جز سکوت هیچ چی ندارم در برابر این همه بزرگواری بگم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خوشبحالت مجید جان... کارای ما انقد سادس که حتی لیاقت یه نقد درست و حسابی هم نداره.چون همه حرفا برای کسی که نقد میکنه تکراریه.فقط از احساس میگن و ... همین - بعد از 6 ماه اومده بودم - 3 تا کار گذاشتم و .......... حالا بازم میخوام غیبت کبری خودمو شروع کنم.همه نظرای کلیشه ای رو واسه بچه های آکادمی و خودشون بذارم و برم... امیدوارم یه روزی بتونم بیام که نقد بشم اونم نقد درست و حسابی.تا بلکه چیزی یاد بگیرم :(معذرت میخوام که درد دلمو اینجا گفتم.اگه ناراحتت کردم عذر میخوام.و خواهش میکنم نشنیده بگیر :) امیدوارم به همه ی موفقیت هایی که مد نظرت هست و به صلاحته برسی :-) بدرود تا ... شاید دوباره ها @};-
  • من از غم گریه ارث بردم ، تو راحت رد شدی از درد =(( کار زیبا و با احساسی بود مجید عزیز..لذت بردیم.. @};- @};- @};-
  • می خواستم با تو خوش باشم ، همین ارث راهمو سد کرد 8->
  • سلام دوست من:-) @};- @};- @};- من و تقدیر می جنگیم ، ته این قصه چی میشه =D> =D> =D> =D> =D> ناراحت نباش منو تقدیرم با هم میجنگیم اما کم آوردیم :< این روزا همش یه فولدرِ موزیکو از توو سیستمم گوش میدم این کارِ رضا صادقی هم توش هست که میگه: خدا رو چه دیدی، شاید با تو باشم شاید با نگاهت از این غم رها شم خدا رو چه دیدی، شاید غصه رد شد دلم راه و رسم این عشق رو بلد شد هنوز بی‌قرارم به یاد نگاهت نشستم تو بارون بازم چشم به راهت خدا رو چه دیدی، تو شاید بمونی شاید غصه‌هامو، تو چشمام بخونی خدا رو چه دیدی، شاید دل سپردی شاید عشقمون رو تو از یاد نبردی تو ترسی نداری از عشق و جدایی می‌خوای پر بگیری به سمت رهایی برای تو موندن دلیلی نداره برات حرف رفتن شده راه چاره وقتی به این آهنگ گوش میدم نگرانیام کمرنگ میشن :-) ترانه ی امروزت حالِ پریشونی داره دوستم : خدا رو چه دیدی شاید همه چی درست شد یه لایک برای احساس قشنگت مجید عزیز @};-
  • مجید عزیز بیت اولت منو به وجد آورد و دوس دارم بقیه بیت ها رو هم به اون بیت نزدیک کنی @};-
  • كار خوبي بود مجيدجان..جسارتا چند نكته: "جهان خود" براي ترانت سنگينه "تو راحت رد شدی از درد" يك هجا كم داره "من این دلواپسی هامو ، کنار آینه قی کردم" چرا كنار آينه؟؟؟ موفق باشيد @};-
    • سلام صادق جان ممنون بابت نگاه و نظرت دوست خوبم جهان خود رو قبول دارم و ویرایش خواهد شد تو این قسمتی که گفتی فکر نمیکنم هجایی کم باشه راجع به قی کردن کنار آیینه شاید نتونستم درست برسونم ولی چیزی که مد نظرم بود اینکه که بعد از اینکه خودم رو توی آیینه دیدم تصمیم گرفتم تمام نگرانی ها و ناکامی هام رو کنار همون آینه بزارم