لمس تو

'بنام خدا'
دوستان خوبم منت سر بنده میذارین اگه دیدگاه خودتونو بگین.
کنارم بمونی تو کاشکی یه شب/با لمس تو راهم مشخص بشه
اتاقم صداتو بلد شه یه کم/از این شب سکوتا مرخص بشه
کنارم بخوابی تا آروم بشم/تا صبح دست من باشه بالشت تو
اگه مث(ل) یه مرد حسم کنی/مث(ل) کوه میشم منم پشت تو
"ته این شبای کم از عاطفه
یه دنیا امیدی واسه روح من
توو این غصه ها یه دوایی هنوز
واسه زخمای فکر مجروح من"
توو چشمات یه خورشیدو حس میکنم/میخوام هر دقیقه نگاهم کنی
میخوام وقتایی که پر از غصه ام/با خندیدنت روو به راهم کنی
نمیخوام که تاریکیو حس کنی/با خندیدنم روشنت میکنم
قشنگه شبایی که یخ میکنی/لباس خودمرو تنت میکنم
"ته این شبای کم از عاطفه
یه دنیا امیدی واسه روح من
توو این غصه ها یه دوایی هنوز
واسه زخمای فکر مجروح من"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: