جدایی

توی کوچه زیر بارون من و تو قدم زدیم
این دفه آشتی نکرده دوباره بهم زدیم

حتی گنجشکای خونه فهمیدن بوی غمو
باورشون نمیشه ما نگیرم دست همو

کسی باورش نمیشه که میخوای جدا بشی
توی این سکوت سرکش من تنها بکشی

خاطرات خوب و بد چرا با هم یکی شده
سهمم از گرمی دستات بگو مال کی شده

چرا دستای من و تو این همه دور شده
قلب مون به این جدایی چرا مجبور شده

حالا ساعت خوابیده از لحظه ی جدایی
نمی دونم دقیقا چند ساعته کجایی ؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: