زمستونم

تقدیم به تمامی دوستانِ عزیزم البته با کلی اشکال در وزن و قافیه
منتظر نقد شما عزیزانم چرا که در ابتدای راه ایستاده ام.
سرشار احساسم بدوون اینو، بی تو تمومِ زندگیم درده
شاید بیایی روزی از جایی، چشمام پیِ ردِ تو می گرده
باید بیای، این یه دستوره، قاطی شده خواهش با دلشوره
قاطی شده این التماسِ خیس، با مطلق خواستن ِ هر روزه
باید بیای، اینجا زمستونه، یخ کرده آغوشم، حواسم نیست
برفی شده سرتاسرِ دستام، حیف! بارون عطرت رو لباسم نیست
با هر تلنگر از نگاه تو، تا بغضِ هر روزم هدر می رم
هر چار (چهار) فصلِ تنم برفی ست، بی تو لبالب از زمستونم
خورشیدِ این روزایِ قلبم باش، شاید که از مهرِ تو پیدا شم
بارون و گلبرگ و نوازش باش، شاید تو قابِ زندگی جا شم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام عزیز دلم...چند تا نکته موثر و اولیه برای ترانه سرایی برات می نویسم به دردت می خوره...من خودم ترانه سرای خوبی نیستم و منم مثل تو هنوز اول راهم...خواستی می تونی سری بهم بزنی.. عزیزم...اول از همه باید بهت بگم به جای اینکه دنبال ایراد های خودت توو ترانه ای که سرودی باشی برو تا می تونی ترانه های خوب دیگران رو بخون...اونقدر بخون و بخون تا مسلط شی .. اینم بدون اصول ترانه سرایی یاد دادنی نیست..با تکرار و تمرین می تونی ترانه بگی... هی بخون و هی بخون . و هی بخون...یواش یواش دستت میاد هم ریتم هم وزن هم قافیه...و برای هیچ ترانه ای عجله نکن ...اینو من به همه تازه کارها من جمله خودم میگم...عجله نکن که زودتر تموم کنی و بذاری روو سایت...ماهی یه ترانه قوی بگی بهتر ازینه که هفته ای یه ترانه ضعیف و سطح پایین بگی... شعر معاصر زیاد بخون و به قافیه هاش و وزنش دقت کن...خیلی کمکت می کنه و اینم بدون هر نقدی بر ترانه ات حتما و یقینا درست نیست...باهوش باش و دقیق...تا سره را از ناسره تمیز بدی عزیزم... هر سوالی هم داشتی بنده در خدمتم ...من تحصیلکرده ادبیاتم...خوشحال میشم بتونم کمکت کنم مطمئنم ترانه سرایی عالی خواهی شد
  • درود سمر عزیز محتوا و فضای ترانتو دوست داشتم خیلی با احساس و ساده احساستو منتقل کردی شادباشی دوست من @};- @};-
  • سلام دوست خوبم... نگاهت خوب بود اما یه جاهایی نوسان هجا داشتی باید بیای اینجا، یه دستوره = اینو نوشتم که ببینی اینجوری کمبود یه هجا در مصراعت جبران میشه یا توی اون مصرع که حیف اومده، یه هجا زیادی میاد بدون حیف از نظر تعداد هجا درست میشه قالب کارت توو هر مصراع 10 هجا داره البته با توجه به اینکه هر دو مصراع رو یکجا نوشتی میشه 20 تا
  • بسیار زیبا و پر احساس... به امید بهترینها @};- @};- @};-
  • دوستان نقدهای کاملی داشتند رو این ترانه... فکر قشنگی پشت ترانه هست.
  • =D> @};-
  • زیبا بود و.......... گفتنی هارو دوستان گفتن سمرجان
  • سلام سمر خانوم خیلی زیبا و دلنشین بود @};- @};-
  • موفق باشی عزیزم..خودم هم اول راهم و چیزی نمیدونم وگرنه حتما نقد میکردم..کارای دوستان توو آکادمی و خوندن نقدهای پای کارا بهت کمک میکنه ..موفق باشی @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • درود بر شما.... (سرشار احساسم بدوون اینو، بی تو تمومِ زندگیم درده شاید بیایی روزی از جایی، چشمام پیِ ردِ تو می گرده) =D> =D> =D> (باید بیای، این یه دستوره، قاطی شده خواهش با دلشوره قاطی شده این التماسِ خیس، با مطلق خواستن ِ هر روزه) قافیه که نداره. چه جوری مجموع خواهش و دلشوره میشه دستور؟ نمیشه ها.... مطلق ِ خواستن یعنی چی؟؟ (باید بیای، اینجا زمستونه، یخ کرده آغوشم، حواسم نیست برفی شده سرتاسرِ دستام، حیف! بارون عطرت رو لباسم نیست) مصرع اول قشنگه. بارون عطر؟ حالا اگه خود کسی که داره به خودش عطر میزنه بگه خب قابل قبوله که بگه زیر بارون عطرم..ولی چه جوری میشه مثلا بارون عطر یه نفر دیگه رو لباس من باشه؟ یعنی من عطر اونو بردارم بزنم؟ (با هر تلنگر از نگاه تو، تا بغضِ هر روزم هدر می رم هر چار (چهار) فصلِ تنم برفی ست، بی تو لبالب از زمستونم) قافیه که نداره. هدر میرم دقیقا یعنی چی؟ "برفی ست" کار رو دچار دوگانگی زبان میکنه. " لبالب" هم کمی تا قسمتی همینطور. خورشیدِ این روزایِ قلبم باش، شاید که از مهرِ تو پیدا شم بارون و گلبرگ و نوازش باش، شاید تو قابِ زندگی جا شم. =D> =D> =D> پاینده باشی و پر ترانه دوست من @};- @};- @};- @};- @};-
    • برادر عزیزم سلام از دقت و توجهت به ترانه ام بی اندازه ازت ممنونم همون طور که گفتم در ابتدای راه ایستاده ام و دانش آموزی بیش نیستم در مورد اول : خواهش ، التماس و دلشوره با هم قاطی میشه و آدم تا مرز جنون می بره و اینجاست که دیگه اعمال انشان در اختیار خودش نیست و در اوج تضرع و کم آوردن، شروع میکنه به دستور دادن. یعنی به پایان رسیدن و کاسه ی صبر لبریز شدن. مورد دوم :آغوشی که پر از عطر هم آغوشیه و ازم دوره... شاید برای هر کسی اتفاق افتاده باشه اینکه یه جاهایی پیش یه کسانی هستی که از عطرش سرمست میشی حتی اگه عطری در کار نباشه مثل ایستادن توو بارونه. بارونی از عطر و اما مورد سوم : نگاهی که می تونست مال من باشه و نیست و من هر روز با دیدن این نگاه فقط بغض و اشک حرووم میکنم. اشک و آه و بغضی بی سرانجام... در مورد برفی و لبالب فکر می کنم به اندازه ی کافی روشن هست زبانم... در پایان باز هم ازت ممنونم که وقت گذاشتی برام . از نقدت بی اندازه خوشحال شدم و باز هم اگه عمری بود و ترانه ای ناقص جوشید در انتظار نقدت خواهم ماند. @};- @};- @};- @};- @};- لبریز احساس و سرشار آرزو باشی
      • سلام :-) خب، بحث (دستور) و (بارون) قبوله :-) @};- مطلق ِ خواستن هنوز بی جواب مونده. :-? (هدر رفتن) هم قبول :-) @};- قافیه نداشتی ها اونجاها که گفتم :-) و اما برفی ست، من که نگفتم زبانت روشن نیست تاریکه ! گفتم ذوگانگی زبانه. این واژه مال زبان محاوره نیست :-) ارادتمندم @};- @};- @};- @};- @};-
      • راستی من خودم تنبل کلاسم. از اون شاگرد ردی ها ;))
      • سلام سید ایمان جان :-)) منم ردی ام. زیاد :-)) ازت ممنونم برادر خوبم :"> یه جاهایی یه چیزایی به ذهن آدم میاد تو اون حس و حال سرودن که بعد خودش می مونه که اینی که گفتم یعنی چی؟؟؟؟؟ :-? :-? مثه مطلق خواستن. شاید منظورم نهایت خواستن بوده، ها؟؟!!!!! پرامید و پر آرزو باشی :">
      • بازم سلام :-) موافقم که یه جاهایی یه چیزاییی ;)) پاینده باشی و پر ترانه @};- @};- @};-
  • خوندم سمر عزیز .حست خوب بود به اصول بیشتر توجه کن .قابلیت خیلی خوبی داری آفرین @};- @};- @};-