حرفای قلبتو بزن

انگاری جنس شیشه ام
که لحظه هامو میشکنی
حاضرِ جون دادن میشم
حرفی باهام نمیزنی

ممکنه درکت نکنم
همین که بشنوم بسه
عشقه که تعیین میکنه
چی واسه ما مقدسه

همیشه ریختی تو خودت
از چی میترسی عشق من؟
غصه ی قلبمو نخور
حرفای قلبتو بزن

درسته اونجا نبودم
خب همه چی مشخصه
اینجا خدا شاهده که
دلم واست دلواپسه

کافیه ، خودخوری نکن
کنار بیا با همه چی
خودت میگفتی اوّلا
اینهمه غصه واسه چی؟

منی که درمونده بودم
بخاطرت عوض شدم
ایندفه توبت توئه
باید بشی عین خودم

درسته سخته میدونم
به من نگو نمیدونی
شاید فراموشت شده
گفتی ولش کن ، میتونی

میگفتی راحته ببین
فقط تو تلقینش نکن
اگه محلش نذاری
میسوزه از ریشه و بن

با اعتماد به نفسی که
بهم میدادی رد شدم
از هرچی غصه و غمه
حالا یادت اومد گلم؟

کاری ازم بر نمیاد
تا تو قبولم نداری
منظورم اون درد دله
نه اینکه دوسم نداری

غریبه نیستم واسه تو
به عشقتم که مؤمنم
اما نبین ظاهرمو
آشوبه توی باطنم

خودت میدونی که چقد
هولم و طاقت ندارم
سعی خودم اینه همش
حتی به روتم نیارم

غافل از اینکه میدونی
تو ام به روم نمیاری
سکوت تو یه معضله
کاشکی ازش دس برداری

امیرحسین فلاحی
۹۲/۴/۲۵

از این نویسنده بیشتر بخوانید: