تماشا

یه حسی توی دلم تو رو صدا میکنه
دوباره تو خلوتم طوفان بپا می کنه

از تن دلواپسی من جـــدا می کــــنه
تو ساحل چشم تو منو رهـــــا میکنه

تو ساحل چشم تو عریان شده تن من
گرمی آغوش تو برام شده یه پیرهــن

پیرهنی که تنم رو با دست تو پوشونده
هنوز تو تار و پودش عطر تن تو مونده

هنوز تو دلتنگیام هوای تو جاریه
خواب جدایی ما تشنه بیداریه

تشنه چشم تو ام تو عطش لحظه هام
دنیای بی چشماتو یه لحظه هم نمیخوام

میخوام تو دلتنگیام تو رو نوازش کنم
آشوب این دلم رو پر از آرامش کنم

تو لحظه ی رسیدن آغوشمو وا کنم
تموم لحظه هام وقف تماشا کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: