دهخدا

دهخدای دل من،
معنیِ نام تو را می فهمد

کوچه پس کوچه ی این دل،
نرمیِ گام تو را می فهمد

شاعر و بی خبری از واژه،
همه وزن تو چکد بر دفتر

بت هندو و برهما هم نیز،
مذهبِ عشق تو کرده باور

بر منطق بی منطق تو می چرخد،
این گرد زمین دل واحساس

در کوچکیِ پنجره ی تردیدم،
آن تابش خورشید امیدت پیداس

نَفَس تو، که طعنه به همه عطر خوش دنیا بود

زندگی داد به این تن، شاید آن معجزه ی عیسی بود

دو چشمِ تو دما سنج ندارد که نگاهِ تو همه شعله ی داغ است!

از خوابِ تو بیدار شدم، دیدم و اِی وای، که دیوارِ اتاق است!

مرداد ۸۸

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نوید جمالی

متولد لنگرود ، بزرگ شده ی منجیل ، ارشد مهندسی سیستم های انرژی دانشگاه صنعتی شریف. 25 سالمه و از 16 سالگی به طور جدی ترانه سرایی و نوازندگی گیتار رو شروع کردم. یه مجموعه ترانه به نام یادگاری رو تن باد منتشر کردم. افتخار حضور تو دو تا از کتاب های مشترک آکادمی ترانه رو هم داشتم.