عروسک

فقط شدن نقش بر آب آرزوهام توقع هام
یکی تکون بده منو چقد شبیه مرده هام
حسرت جای خالی یه آرامش لعنتی
کاش حتی توی رویاهام ببینم که حقیقتی
یه جایی بین هق هقو یه جایی بین بغضهام
تو معرضه درده فقط پر از هجوم و ازدحام
انقدر نیومدی موی عروسک یادگاریت
تار به تار جوییده شد خسته ام از عشق لعنتیت
انقد نیومدی چشام به سمت این در چوبی
کج شده از بس خیره موند کاش این درو باز بکوبی
اونقدر نیستی بودنم حتی داره یادم میره
اونقدر تنهام فکر کنم تنهاییم ازم سیره
ساعتا زیر دوش فقط به کاشیا خیره اس چشام
غذامو سرد میخورم ناهارو صبح صبحونه شام
نمیان لباسام بهم همشونو قیچی زدم
خسته شدم از سادگیم خسته شدم من از خودم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: