تلخ
بازم یاد تو افتادم هنوز داغون و آشوبم
همش میمیرم این روزا تظاهر میکنم خوبم
تو نیستی حالا فهمیدم که چه طعمیه دلتنگی
چه تلخه وقتی با ساعت سر هر لحظه میجنگی
همش حالم بده از این که رفتی تو به آسونی
چی بگم آخه خودت که حالمو بهتر میدونی
میدونی عاشقت داره توی غصه ها میپوسه
میدونی که لب مرگو توو هر ثانیه میبوسه
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد