غریبه۱

آهای آهای غریبه،آی تو که غرق دردی!
توو این سیاهی شب دنبال چی می گردی؟

توو شهر ما کسی با تو هم صدا نمی شه
نزن،در خونه ها به رو تو وا نمی شه

اینجا که عین و شین و قاف
حروف لاک گرفتس
داستان شمع و پروانه
یه قاب خاک گرفتس

با دل سنگ آدما
فانوس شب شکسته
تاریکی خورشیدمونو
اون ور قله بسته

غریبه از دیار محبتی و احساس
اینجا یه مردابه و رویای تو یه دریاس

برو اینجا “من”ی با تو “ما” نمی شه ،عاشق!
برو هنوز، غریبه، برو همیشه، عاشق!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: