ملاقات با هذیان

 

سلام

در ابتدای راه کارگاه ترانه موضوعی از طرف جناب شرافت اعلان گردید که داوطلبین ان را در قالب ترانه ارائه دهند من نیز از قبل اعلان کرده بودم که مایلم در این تست شرکت کنم لذا از جناب شرافت درخواست کردم تا ایشان طرح کننده ی موضوع باشند تا عدالت رعایت  گردد ضمن اینکه خواسته بودم کار را برای من سخت تر کنند.موضوع اعلان شد و ۳ واژه پیاده رو/تاخیر و شانس انتخاب شد تا در متن ترانه قرار بگیرد.برای من این سه واژه به اجبارِ حضور درقافیه معین شد/به اصرار دوستان و اعضای کارگاه این ترانه را به نمایش میگذارم /ضمنن نقد برای همه و به هر شکل ازاد است

موضوع:با کسی که رابطه عاطفی دارید قرار ملاقات دارید اما در حادثه ای دچار فراموشی میشوید/برداشت ازاد از هر صحنه ای که مایلید

 

جر خُرده تُو تنم/کنجِ پیاده رو

شلوارِ دمپا بوت/ با چکمه ها ی نو

چشمونِ ابیه / یه دخترِ بلوند

با صورتی لوند/لبخند او ژکوند

وا می ره خنده هاش/تا می رسه جلوم

جیغِ بنفشِ من / آی نیدِ نوُ بک هوُم

می پرسم از مادام/ با من نداری کار!؟

می گیره خفتمو / تا نَ کنم فرار

×××××××××××××××××××××××××

می گه با جرمِ این که تو باز داری تاخیر

دیگه باید بری درِ باز سازی تعمیر

××××××××××××××××××××××××

می گم ولم کنید/اینا چه حرفیه؟

خُب می دونم خانم/ دوربینِ مخفیه

فک می کنم دیگه/ رفتم ازین هچل

می کوبه با کیفش/ رو این سرِ کچل

تو اوج در گیری/ دیدم که می میرم

با دو رها کردم/ من اخرین تیرم

فریاد می زنه/ اصلن نداری شانس

فریاد می زنم/ تعویض کن سکانس

////۲۴ تیر ۹۱.. ۷ صبح

از این نویسنده بیشتر بخوانید: