اعلامیه ترحیم من….

وقتى توى قبرستون پرسه میزنى…
روى سنگ قبرا رو با دقت بخون!
وقتى آهنگ خاطره هاتو گوش میدى….
جاى صداى “غریبه” از عادت؛ بخون!

توى صفحه ى حوادثِ روزنامه ى صبح
دنبالِ اسمِ “غریبه” اما آشِنا بگرد!
تو خیابون؛ از تو “سایه”؛ سرتو بگیر بالا!
و چشت در پىِ اعلامیه ترحیمِ یه “مرد”!

میدونم وقتى تن سبز درخت
پر برف حسرته چه دردیه
آخر اسفند و شب عیده ولى….
ها کنى بگى : آه! چه هواى سردیه!

یه سراغى ، خبرى از ما بگیر! هم غربتم!
میدونم زندگى سخته توى شهرى که…
مردمش چش به راه زمستونن بهار باشى…
ولى یادت نره که پایون یلدا نزدیکه…

این “درد-ترانه” نذرِ نگاه مهربونتون…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • مطهره ی عزیز درود زیبا بود و جالب . در مورد وزن هم اگر دوستان ایرادی گرفتند یا به نکته ای اشاره کردند ، صحیح است اما برای ترانه !!! به نظر من این ترانه نیست ، شعریست فاخر و زیبا به سبک شاملو . با مطالعه و تلاش بیشتر بهتر از این خواهی شد . ضمنا دعوتت می کنم این مقاله رو بخونی و پیگیری کنی : https://www.academytaraneh.com/44391/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B6-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%87/
  • سلام خانم ستوده ی عزیز با نکته ی خیلی خوبی کارتون و شروع کردید صد در صد خوندن زیاد کارهای استاد شاملو در کارتون تاثیر داره دوستان از وزن صحبت کردن من میخوام یه چیز دیگه بگم بقول احسان عزیز شما سطح بالایی از لحاظ زبانی و انتخاب سوژه وبیان نکات ریز در کارتون دارین واین مثبته میتونید درکنار شاملو فروغ هم بخونید ترانه یه زبان ریتمیک بنظر من اگه به این سبک علاقه دارین ترانه هاتون رو مثل سهراب البته نه لزوما شعر نو یا سپید کاری که رابطه من باشن ابیات بنویسین من مطمنم کارای خوب وقوی میتونین با این سبک بنویسین حیفه زبون ترانه تون در بند بمونه میدونم وقتى تن سبز درخت پر برف حسرته چه دردیه آخر اسفند و شب عیده ولى…. مثلا این سه مصرع رو عالی وعالی بکار بردید ولی به ناگاه در مصرع آخر از ریتم خارج کردید کاش ادامه میدادید -------------------------------- منتظر کارای خیلی خوب بعدیتونم میمونم @};- @};-
  • آفرین ، بیشتر بخاطر اینکه فضای متفاوتی رو داری تجربه می کنی .
  • میدونم وقتى تن سبز درخت پر برف حسرته چه دردیه سپاس =D>
  • میدونم زندگى سخته توى شهرى که… مردمش چش به راه زمستونن بهار باشى… درود دوست عزیز! محتوای کارتو دوس داشتم البته مشکل وزنی هست که انشاله با مطالعه زیاد خیلی خیلی زود حل میشه، برای خود من یک ماه بیشتر طول نکشید، البته گفتی که از بی وزنی نمیترسی، بعضی از ترانه سراهای مطرح ما ترانه های بی وزن و زیبایی دارن که وقتی بهشون گوش میدی اصلا متوجه بی وزنی نمیشی مثل ترانه ی مرگ تدریجی یک رویا از یغما گلرویی، این ترانه سراها جایگاه شون تثبیت شده و کاملا آگاهانه این ترانه ها رو میگن، در حالیکه کاملا به وزن تسلط دارن، پیشنهاد من اینه که سعی کن اول به وزن مسلط بشی...موفق باشی دوست من و لایک به احساس قشنگت @};-
  • میدونم زندگى سخته توى شهرى که… مردمش چش به راه زمستونن بهار باشى… درود دوست عزیز! محتوای کارتو دوس داشتم البته مشکل وزنی هست که انشاله با مطالعه زیاد خیلی خیلی زود حل میشه، برای خود من یک ماه بیشتر طول نکشید، البته گفتی که از بی وزنی نمیترسی، بعضی از ترانه سراهای مطرح ما ترانه های بی وزن و زیبایی دارن که وقتی بهشون گوش میدی اصلا متوجه بی وزنی نمیشی مثل ترانه ی مرگ تدریجی یک رویا از یغما گلرویی، این ترانه سراها جایگاه شون تثبیت شده و کاملا آگاهانه این ترانه ها رو میگن، در حالیکه کاملا به وزن تسلط دارن، پیشنهاد من اینه که سعی کن اول به وزن مسلط بشی...موفق باشی دوست من و لایک به احساس قشنگت @};-
  • سلام مطهره جان جونم فدای نگاه مهربونت :-x
  • سلام دوست عزیز محتوای کار شما و زبانتون در سطح بالایی قرار داره و می دونید دنبال چه هدفی در سرودن هستید ولی اینکه نتونید و یا نخواهید حرف تون رو در چارچوب وزن بچینید و پیاده کنید یعنی اصول رو نادیده گرفتید هرچند که مفهوم والا و زیبایی رو بیان کنید . شعر کلاسیک باید و حتمن در قالب خاص خودش ریخته بشه و این بوده و هست و خواهد بود ... امیدوارم موفق و موید باشید/
  • =D> =D> =D>
  • @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> @};-
  • وقتى توى قبرستون پرسه میزنى… روى سنگ قبرا رو با دقت بخون! آفرین عجب نکته ای حتما دقت میکنم مم بعد @};- تو این کار پیشرفت خوبی داشتی در مورد وزن هم کم کم بهتر میشی . @};-
  • سلام. خانوم قرایی در مورد بی وزنی کار گفتند.از تکرار پرهیز می کنم. فقط پیشنهادی که دارم اینه که سطرهای کوتاه تر و با کلمات کمتری رو بنویسید.این چالش بزرگ (کم گفتن و گزیده گفتن) رو از ترانه های بعدی تون پیگیری کنید تا وزن ترانه تون هم کنترل شه. از ساده ترین کارها اینه که شما واژه به واژه ترانه تونو بخش کنید و بشمارید.نگذارید همه ی خط ها ازون مقدار اولیه خارج شه. ضمنا در نگارش از کاربرد بی جای علامت تعجب و سه نقطه پرهیز کنید. سلامت باشید. @};- @};- @};-
    • سلام جناب.... پاسخ دادم.... من از بى وزنی نميترسم..... ....... گفته شما متين.... شرمنده از عادته.... ولى اينها شايد براى شما تعجب برانگيز و دنباله دار نباشند ولى براى من هستند.... ممنون و سپاس... درپناه حق.... :-)
      • قطعا تمامی انسان ها آزادند که در هر بخش از هنر با هر سلیقه و سبکی کار کنند.هنر محدودیت ایجاد نمی کنه.هنر عین آزادیه. ولی برای بیان احساس ، خلاقیت ، تفکر و هر چیزی که ما اسمش رو میگذاریم وقتی میگیم این یه شعر هستش ، این یه مجسمه هست ، این تابلوی نقاشیه ، باید یک سری قواعد کلی رو که خصیصه ی اصلی اون کار هستند رعایت کرد. بهرحال من فکر می کردم اینجا سایت آکادمی ترانه س و چیزی که شما منتشر کردید هم ترانه س.من هم به دیده ی ترانه باهاش برخورد داشتم. اینی که باب شده برای بعضی دوستان که میگن من اعتقادی به وزن و قافیه ندارم.یا میگن من سبک خودمو دارم یا حالا شما می فرمایید که "من از بی وزنی نمی ترسم" ، فکر می کنم بیشتر یه جور ادای نیما رو در آوردنه تا تسلط بر کاری که انجام میدید. قطعا شما اوایل کارتونه.چون از ترانه تون بر میاد.همون طور که من و خیلی از دوستان تازه کاریم.به عنوان یه پیشنهاد میگم دوست من:این خارج زدن ها از خیل جمعیتی که همه یکسو و یک جهت چیزی رو می نویسن که بهش همه میگن "ترانه" رو باید جلوشو بگیرید.اگه خلاقیت خاصی در کارتون از لحاظ مضمون و معنا یا از لحاظ عناصر ادبی و... بود حتما این کامنت رو دیگه نمی نوشتم. برای پرواز کردن ابتدا باید راه رفتن را آموخت.(نیچه) سپاس از توجه تون. @};- @};- @};-
      • اين ترانه از اساس اشتباه بود..... لطف کردين..... ولى.... هيچ در پناه حق..... :-)
  • @};- مثل همیشه .......... عالی
  • ziba booood @};-
  • سلام ممنون از دعوت نظر و نقدم رو با پیام خصوصی بهتون میگم
  • =D> =D> خیی زیبا بود...ممنون @};- @};- @};-
  • مطهره ی عزیزم با خوشحالی به خوانش ترانه ت اومدم فضای ترانه تو دوست دارم ولی متاسفانه بی وزنی در سراتاسرش مشهود بود برای همین نتونستم اهنگ خوندن رو پیدا کنم بعضی کلمات وقتی وارد ترانه میشن نباید دست بخهورن مثل کلمه ی "پایان " که شما به پایون تندیلش کردی که مناسب فضای شعریت نیست بااینکه فضای ترانه ت رو درک کردم اما انسجام موضوعی نداشت از دید من ببخشید اگر خیلی تلخ نظر دادم ... قصدی جز کمک نداشتم با اینحال واژگانت خوب بود موفق باشی @};-
    • سلام بانو.... لطف کردين.... شايد اين بى وزنی براى خيلياچيز خوبى نباشه و يه جور بى قانونى تلقى بشه ولى من يه جورديگه ميبينم اين قضيه رو..اگه اينجور مينويسم شايددليل عمده اش اين باشه که شاملو زياد ميخونم انسجام نداشتن پراکندگى موضوع رو هم بذارين به حساب آشفتگى ذهن.... و اما در مورد پايون.... من ايراد توش نميبينم..... شما ببخشيد که اينقدر بى پروام... :-) بازهم ممنون..... سعى خودم ميکنم يک دنيا سپاس :-)
  • سلام مطهره جان.....شعر خیلی قشنگی بود و البته موضوع جالبی =D> =D> =D> =D> =D>
  • درود مطهره جان زیباسرودی بانو =D> =D> =D> می پسندم @};- @};-
  • سلام خانم ستوده عزیز لذت بردم از حس کارتون افرین لایک به احساست @};-
  • سلام مطهره عزيز كار زيبا و با احساسي بود
  • کوتاه اما سرشار از ناگفتنی و احساس.. زیباا خواندمت نازنین.. @};-
  • مطهره جان سلام كارات رو به شخصه دوست دارم و حست هميشه برام ستودنيه زيبا بمان @};- @};-
  • درود بانو ستوده کم مونده بود بنویسم جناب ستوده :"> بابت عکستون پر غصه سرودید بانو لایک @};-
  • زیبا گفتی هموطن اما...ارامش کار کجاست.... شما که در استفاده از واژگان و ارکان چنین ذوق زیبایی دارید حیفه نا امید کننده بنوسید البته به حس شاعرانگی شما احترام میزارم و بی شک ذهنیت شمارو به ترانه تحسین میکنم/ با ترانه جلو میرید اما درش رها نمیشید... به امید کارای بهتر.... @};- @};- @};-
  • درود خانم ستوده عزیز ترانه زیبایی سرودید موفق باشید. . . @};- @};- =D>
  • میدونم زندگى سخته توى شهرى که… مردمش چش به راه زمستونن بهار باشى… =D> =D> =D> درود برتو خیلی کار زیبا یی بود به قول الهه ی عزیزم درد ترانه ی خوبی بودو پسندیدم @};- @};- @};-
  • ((این “درد-ترانه” ى شش بیتى نذرِ نگاه مهربونتون…)) =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> درود نازنينم :-x :-x :-x مطهره ي عزيزم خيلي عاليه كه اينقدر قلب پاك و احساس زيبايي داري :-x از درد نوشتي......با درد خوندمت..... احسنت...آفرين....يه دونه اي خواهري... :-x :-x