با من بمون عشقم

چشمای من بسته است انگار می میرم
وقتی که تو نیستی چشمامو می بندم
چشمای من خسته است انگار بی تابم
وقتی جدا هستیم از غصه می خندم
بد جور بی تابم بد جور غمگینم
ایکاش تو بودی تا عشق و میدیدم
دیگه دارم میرم از راه عشق تو
از من نپرس عشقم دارم کجا میرم
چشمای من بسته است
فردای من سخته
تقصیر تو بوده
یا از سر بخته
ایکاش تو بودی تا حس کنی مردی
داره میمیره از تنهایی و سردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: