غم چشمات

چراچشمای تو امشب گرفته رنگ وبوی غم؟
دارم میخونم از چشمات که دلگیری ازاین عالم
چراامشب لبای تو سرود بی کسی داره ؟
تمـوم قصـه های تـوغم دلـواپســی داره
چیکار کردی تو با چشمات که چشمات کاسه خونه؟
چقدرگـفـتـم نمـون بامـن به پـای قلـب دیونـه
توهم مثل منِ خسته شبا تا صبح بیداری
چشای قرمزت میگن چه حسی تاسحرداری
کجاست اون نیمه شبهایی که همدرد دلت بودم
کجاست اون لحظه هایی که به شوق تونیاسودم
نمیدونم چرا امشب یه حسی توی حرفاته
نمی دونم کی این شبها رفیق درد دل هاته
چرا امشب دل تنگم هوای دیگری داره؟
پراز بغض غم آلود ولی هرگز نمیباره
دلیل سردی دستات چیه امشب نمیدونم
یه دنیا درد دل دارم ولی امشب نمیتونم
نمیتونم بگم امشب چی توی این دل تنگه
بگم شبها چه کابوسی بااین دل داره میجنگـه
چرا این روز واین شبها پرم ازحس دلشوره؟
چرافکر میکنم عشقِ من از دنیای تودوره؟
با تشکر
صالح پور

از این نویسنده بیشتر بخوانید: